صنایع چگونه میتوانند با پول خود برق سبز تولید کنند؟
صندوقهای پروژه تجدیدپذیر به مسیر تازهای برای عمل به تعهد قانونی صنایع تبدیل شدهاند؛ مدلی که به شرکتها اجازه میدهد بدون ورود مستقیم به فرآیند احداث نیروگاه، از طریق بازار سرمایه در ایجاد ظرفیت برق پاک مشارکت کنند.
به گزارش برق مدیا، صنعت ایران همزمان با دو مسئله ناترازی برق و الزام به حرکت به سمت استفاده بیشتر از انرژیهای تجدیدپذیرروبهرو است.
از یک طرف، صنایع بزرگ برای تداوم تولید به برق پایدار نیاز دارند و از طرف دیگر، قوانین جدید آنها را مکلف کرده است بخشی از برق مصرفی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند.
حالا یک مسیر جدید در حال شکلگیری است که میتواند این دو مسئله را در یک نقطه به هم برساند. صنایع به جای احداث مستقیم نیروگاه، در صندوقهای پروژه نیروگاههای تجدیدپذیر سرمایهگذاری کنند و از ظرفیت ایجادشده برای ایفای تعهدات قانونی خود استفاده کنند.
محمود کریمی، معاون توسعه بازار بورس انرژی ایران، با اشاره به ابلاغیه وزیر نیرو گفته است مشارکت صنایع و سایر مشترکان مشمول در صندوقهای سرمایهگذاری پروژه نیروگاههای تجدیدپذیر که از طریق بورس انرژی عرضه میشوند، میتواند بهعنوان یکی از راهکارهای ایفای تعهدات قانونی آنها در حوزه تأمین برق از منابع تجدیدپذیر و احداث نیروگاه مورد استفاده قرار گیرد.
این اظهارنظر زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بخشی از صنایع مشمول مقررات، الزاماً زمین، تخصص یا ساختار اجرایی لازم برای احداث مستقیم نیروگاه را ندارند.
مسئله از قانون شروع شد
ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان، صنایع با قدرت مصرف بیش از یک مگاوات را مکلف کرده است بخشی از برق مورد نیاز سالانه خود را از طریق احداث نیروگاههای تجدیدپذیر تأمین کنند؛ این سهم در یک مسیر پنجساله باید به حداقل ۵ درصد برسد. قانون همچنین اجازه داده است صنایعی که مشمول خرید برق از بورس انرژی هستند، سهم موردنظر خود را از برق تجدیدپذیر عرضهشده در این بازار خریداری کنند.
به این ترتیب، قانون از ابتدا 2 مسیر یعنی تولید برق تجدیدپذیر و خرید برق تجدیدپذیررا پیشبینی کرده است. اما حالا مدل صندوق پروژه یک گزینه سومی را عملاً برجسته میکند و آن مشارکت مالی در ایجاد ظرفیت تولید برق پاک است.
این تفاوت مهم است؛ زیرا یک شرکت صنعتی ممکن است نخواهد خودش نیروگاه بسازد، اما بتواند در ساخت یک نیروگاه سرمایهگذاری کند.
الزام قانونی در سال ۱۴۰۵ به ۴ درصد رسیده است
مسیر اجرای ماده ۱۶ از سال ۱۴۰۲ آغاز شده و سهم الزامی برق تجدیدپذیر صنایع بهصورت تدریجی افزایش یافته است.
بر اساس این روند، سهم تکلیف صنایع در سال ۱۴۰۲ یک درصد، در سال ۱۴۰۳ دو درصد، در سال ۱۴۰۴ سه درصد و در سال ۱۴۰۵ به ۴ درصد رسیده است و از سال ۱۴۰۶ باید حداقل به ۵ درصد برسد.
بنابراین صنایع اکنون دقیقاً در سالی قرار دارند که باید سهم بالاتری از برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که حجم مصرف برق صنایع بزرگ را در نظر بگیریم. برای یک کارخانه پرمصرف، ۴ درصد برق سالانه عدد کوچکی نیست و یا باید از طریق خرید برق سبز تأمین شود یا با ایجاد ظرفیت تولید تجدیدپذیر جبران شود.
صندوق پروژه؛ راه سوم برای صنعت
در این نقطه، صندوق پروژه وارد معادله میشود. صندوق پروژه در سادهترین تعریف، یک ساختار بازار سرمایه برای جمعآوری منابع از سرمایهگذاران و هدایت آن به یک پروژه مشخص است.
در مورد نیروگاه خورشیدی، سرمایهگذاران واحدهای صندوق را خریداری میکنند، منابع جمعآوریشده برای احداث نیروگاهها به کار گرفته میشود و پس از بهرهبرداری، پروژه از محل فروش برق درآمد ایجاد میکند.
به این ترتیب، صنعتی که در صندوق مشارکت کرده است، لازم نیست خودش وارد عملیات مهندسی، خرید تجهیزات، ساخت و بهرهبرداری نیروگاه شود.
او در پروژه شریک میشود، اما پروژهدار نمیشود. این همان مزیتی است که میتواند صندوق پروژه را برای صنایع جذاب کند.
سیدعلی سجادی، مدیرعامل صندوق پروژه برق خورشیدی «نور»، نیز گفته است بسیاری از صنایع به دلیل نداشتن زمین، تخصص یا امکان ورود مستقیم به احداث نیروگاه، نتوانستهاند از ظرفیتهای این حوزه استفاده کنند و صندوق میتواند امکان تجمیع سرمایه این شرکتها و ورود آنها به یک پروژه بزرگ و شفاف بورسی را فراهم کند.
«نور»؛ نخستین آزمون بزرگ
صندوق پروژه خورشیدی «نور» اکنون یکی از مهمترین نمونههای این مدل در بازار سرمایه است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، پذیرهنویسی مرحله نخست این صندوق با هدف جذب ۵ هزار میلیارد تومان سرمایه انجام میشود. پروژههای این صندوق در ۱۰۹ ساختگاه و ۹ استان کشور پراکندهاند و مجموع ظرفیت نیروگاههای تعریفشده برای آن حدود ۵۰۰ تا ۵۸۰ مگاوات اعلام شده است.
این صندوق از یک منظر دیگر نیز اهمیت دارد. قرار نیست فقط سرمایهگذاران عمومی وارد آن شوند؛ صنایع نیز یکی از مخاطبان اصلی آن هستند.
معاون وزیر نیرو و رئیس ساتبا نیز اخیراً تأکید کرده است که صندوق نور میتواند زمینه مشارکت مردم و صنایع در توسعه برق تجدیدپذیر و ایفای تعهدات صنایع را فراهم کند.
چرا صنایع ممکن است از این مدل استقبال کنند؟
برای یک صنعت بزرگ، احداث مستقیم نیروگاه مجموعهای از هزینهها و پیچیدگیها را به همراه دارد.
خرید زمین، دریافت مجوزها، تأمین تجهیزات، انتخاب پیمانکار، مدیریت پروژه، اتصال به شبکه و سپس بهرهبرداری از نیروگاه از جمله الزامات احداث نیروگاه است.
صندوق پروژه بخش مهمی از این زنجیره را از دوش صنعت برمیدارد. شرکت صنعتی به جای اینکه یک نیروگاهساز شود، میتواند یک سرمایهگذار نیروگاهی باشد.
از سوی دیگر، حضور در صندوق یک ویژگی دیگر نیز دارد. پروژه در یک ساختار بورسی و تحت مقررات بازار سرمایه شکل میگیرد و اطلاعات آن برای سرمایهگذاران قابل مشاهده و ارزیابی است.
البته این به معنای حذف ریسک سرمایهگذاری نیست. عملکرد مالی پروژه همچنان به عواملی مانند هزینه ساخت، زمان بهرهبرداری، راندمان نیروگاه، قیمت فروش برق، قراردادهای مربوط و شرایط مقرراتی وابسته خواهد بود.
ابلاغیه وزیر نیرو چه تغییری ایجاد میکند؟
مطابق ابلاغیه وزیر نیرو در مرداد ۱۴۰۱، سرمایهگذاری شرکتها در صندوق پروژه خورشیدی، متناسب با ظرفیتی که به بهرهبرداری میرسد، میتواند امکان استفاده از مزایایی را فراهم کند که در صورت احداث مستقیم نیروگاه قابل استفاده بود.
اهمیت چنین سازوکاری در این است که مسیر اجرای تکلیف قانونی صنعت از «احداث مستقیم» به «مشارکت در احداث» گسترش پیدا میکند.
این تغییر برای شرکتهایی که توان فنی یا اجرایی احداث نیروگاه ندارند، اهمیت قابل توجهی دارد.
محمود کریمی، معاون توسعه بازار بورس انرژی ایران، میگوید صنایع و سایر مشترکان مشمول میتوانند با خرید واحدهای سرمایهگذاری صندوقهای پروژه نیروگاههای تجدیدپذیر که در بورس انرژی عرضه میشوند، در تأمین مالی و توسعه ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر مشارکت کنند و از ظرفیت ایجادشده برای ایفای تعهدات قانونی خود بهره بگیرند.
او در توضیح هدف این سازوکار میگوید: این سازوکار علاوه بر ایجاد مسیر جدیدی برای تأمین مالی پروژههای تجدیدپذیر، زمینه مشارکت مستقیم صنایع و سایر مشمولان مقررات در توسعه زیرساختهای تولید برق پاک را فراهم میکند.
این جمله اهمیت زیادی دارد. چون بورس انرژی در اینجا فقط فروشنده برق نیست؛ میخواهد در تأمین مالی ظرفیت جدید تولید برق نیز نقش داشته باشد.
از برق سبز تا سرمایه سبز
مدل صندوق پروژه یک تفاوت مهم با خرید برق سبز دارد.
در خرید برق، صنعت محصول نهایی را میخرد. اما در صندوق پروژه، صنعت به ایجاد ظرفیت تولید کمک میکند. در یک مدل، شرکت خریدار برق است؛ در مدل دیگر، میتواند سرمایهگذار پروژه تولید برق باشد. این دو مدل البته میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند و همین موضوع یکی از جذابیتهای ساختار جدید است.
این زنجیره در صورت اجرای موفق، میتواند همزمان 2 مشکل کمبود سرمایه برای ساخت نیروگاه و الزام صنایع به تأمین برق از منابع تجدیدپذیر را هدف بگیرد.
مسئله بزرگتر؛ ناترازی سرمایه برای صنعت برق
توسعه سریع تجدیدپذیرها بدون سرمایه امکانپذیر نیست.
ایران در سالهای اخیر برنامههای بزرگی برای افزایش ظرفیت خورشیدی و بادی اعلام کرده و اکنون نیز توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری صنعت برق تبدیل شده است.
اما منابع مالی مورد نیاز این پروژهها بسیار بزرگتر از آن است که بتوان تنها با منابع دولتی یا بانکی آن را تأمین کرد. در نتیجه، بازار سرمایه باید بهعنوان یکی از منابع اصلی تجهیز سرمایه وارد میدان شود.
صندوق پروژه دقیقاً برای چنین شرایطی طراحی شده است. تجمیع منابع، تخصیص آنها به یک پروژه مشخص و ایجاد امکان مشارکت سرمایهگذاران در یک دارایی واقعی.
یک پرسش مهم؛ آیا صنایع از این فرصت استفاده میکنند؟
اکنون توپ تا حد زیادی در زمین صنایع است. یک شرکت صنعتی که باید بخشی از برق خود را از تجدیدپذیرها تأمین کند، عملاً چند گزینه دارد. خرید برق سبز، احداث نیروگاه اختصاصی یا استفاده از مدلهای مشارکتی مانند صندوق پروژه.
صندوق پروژه برای صنایعی که نمیخواهند وارد عملیات اجرایی نیروگاهسازی شوند، میتواند گزینه متفاوتی باشد.
اما موفقیت این مدل به یک عامل مهم وابسته است و آن این است که آیا صنایع دقیقاً میدانند با سرمایهگذاری در صندوق پروژه چه مقدار از تعهد قانونی خود را میتوانند پوشش دهند؟
این موضوع باید کاملاً شفاف باشد؛ زیرا تصمیم یک شرکت صنعتی برای سرمایهگذاری چند صد میلیارد یا چند هزار میلیارد تومانی، به محاسبه دقیق هزینه و منفعت بستگی دارد.
از این رو، شفافیت در نحوه محاسبه ظرفیت ایجادشده، میزان تعهد قابلاحتساب، زمان بهرهبرداری و منافع اقتصادی پروژه برای صنایع اهمیت حیاتی دارد.
یک فرصت بزرگ برای بورس انرژی
از منظر بازار سرمایه نیز این مدل یک فرصت مهم است.
اگر صندوقهای پروژه تجدیدپذیر بتوانند به ابزار استانداردی برای صنایع تبدیل شوند، بورس انرژی میتواند همزمان 3 بازار سرمایه،بازار برق و پروژه های نیروگاهی را به یکدیگر متصل کند.
در این صورت، بورس انرژی فقط محلی برای خریدوفروش برق نخواهد بود؛ بلکه بخشی از منابع مورد نیاز برای ایجاد ظرفیت جدید نیز میتواند از همین مسیر تجهیز شود.
اما اینجا یک وظیفه مهم نیز بر عهده بورس انرژی قرار میگیرد. برای جذب صنایع، اعلام وجود صندوق پروژه کافی نیست. بورس باید بهصورت شفاف برای صنایع توضیح دهد که هر واحد سرمایهگذاری چه میزان ظرفیت نیروگاهی ایجاد میکند؟ این ظرفیت چگونه در ایفای تعهد قانونی محاسبه میشود؟ صندوق چه زمانی به درآمدزایی میرسد؟ برق تولیدی با چه سازوکاری فروخته میشود؟ صنایع چه منفعت اقتصادی دیگری دریافت میکنند؟ ریسکهای پروژه چیست و چه کسی آنها را مدیریت میکند؟
در واقع، بورس انرژی باید محصول مالی خود را به زبان صنعت بفروشد، نه اینکه فقط آن را معرفی کند.
جمعبندی؛ صنایع از مصرفکننده برق به سرمایهگذار برق تبدیل میشوند
تکلیف قانونی صنایع برای تأمین بخشی از برق مصرفی از انرژیهای تجدیدپذیر، در کنار ناترازی برق، یک بازار جدید برای سرمایهگذاری در انرژی پاک ایجاد کرده است.
در گذشته، صنعت باید برای اجرای این تکلیف بیشتر به خرید برق یا احداث مستقیم نیروگاه فکر میکرد.
اکنون صندوقهای پروژه یک مسیر جدید روی میز گذاشتهاند. صنعت میتواند در ایجاد نیروگاه سرمایهگذاری کند، بدون آنکه الزاماً خودش نیروگاه را بسازد.
بورس انرژی نیز تلاش دارد این مسیر را به یکی از ابزارهای اصلی توسعه بازار برق تبدیل کند.
اظهارات محمود کریمی نشان میدهد هدف فقط تأمین مالی یک یا چند نیروگاه نیست؛ بلکه ایجاد یک سازوکار است که در آن تعهد قانونی صنایع، سرمایهگذاری در نیروگاه و بازار برق در یک زنجیره واحد قرار بگیرند.
اگر این مدل بهدرستی اجرا شود، ممکن است یکی از مهمترین تغییرات بازار برق این باشد که صنایع از یک مصرفکننده بزرگ برق، به سرمایهگذار بزرگ تولید برق تبدیل شوند و در اقتصادی که با ناترازی برق دستوپنجه نرم میکند، این تغییر نقش میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.