پشت پرده کاهش ۵۴ درصدی خاموشیها؛ ناترازی برق نصف شد یا فقط شکلش عوض شد؟
کاهش ۵۴ درصدی تعداد قطع و وصل برق و اعلام نصفشدن اوج ناترازی برق، در نگاه نخست خبر مثبتی برای شبکه برق کشور است اما پشت این اعداد چند سؤال مهم همچنان پنهان مانده که پاسخ به این سوالات می تواند گرههایی را در مدیریت برق کشور بازتر کند.
به گزارش برق مدیا به نقل از تابناک، براساس اعلام توانیر تعداد قطع و وصل کلیدها از حدود ۸۵۰ هزار مورد به حدود ۳۵۸ تا ۳۸۹ هزار مورد رسیده و ناترازی اوج بار نیز از حدود ۲۰ هزار به ۱۰ هزار مگاوات کاهش یافته؛ همزمان محدودیت صنایع ۵۰ درصد کاهش یافته، مصرف برق تابستان حدود ۳ درصد پایین آمده و تعداد کنتورهای هوشمند به ۷.۵ میلیون دستگاه رسیده با این حال، تأمین سوخت نیروگاهها همچنان یکی از نگرانیهای زمستان است و ذخیره ۳.۲ میلیارد لیتری گازوئیل نیز برای جبران محدودیت گاز پیشبینی شده است.
توانیر با پایان دوره اوج مصرف تابستان، یک عدد قابل توجه روی میز گذاشت: کاهش ۵۴ درصدی تعداد قطع و وصل کلید برق نسبت به سال گذشته. بر اساس اعلام مدیرعامل توانیر، تعداد این رخدادها از حدود ۸۵۰ هزار مورد در سال گذشته به حدود ۳۵۸ هزار مورد در سال جاری رسیده است. در برخی گزارشها رقم نهایی حدود ۳۸۹ هزار مورد اعلام شده، اما در هر دو روایت، اصل کاهش حدود ۵۴ درصدی ثابت است.
عددهای اعلامی توانیر نیازمند کالبدشکافی!
توانیر همچنین از کاهش ۴۳ درصدی محدودیتهای ناشی از افت فرکانس، بهبود ۱۸ درصدی وضعیت ولتاژ و کاهش ۱۳ درصدی حوادث ناشی از تجهیزات نیز خبر داده پس نمیتوان اصل بهبود برخی شاخصهای شبکه را نادیده گرفت. مسئله جای دیگری است؛ کاهش قطع و وصل برق الزاماً به معنای حل ناترازی برق نیست.
ناترازی یعنی فاصله میان عرضه و تقاضای برق در شرایط اوج بار؛ خاموشی و محدودیت یکی از ابزارهای مدیریت همین فاصله است؛ بنابراین ممکن است شبکه با مدیریت بار، جابهجایی مصرف، کاهش تقاضا یا محدود کردن برخی مشترکان، پایدارتر بماند بدون آنکه به همان اندازه ظرفیت تولید پایدار جدید وارد مدار شده باشد. دقیقاً همینجاست که عددهای امسال نیازمند کالبدشکافی هستند.
ناترازی برق کجا نصف شد؟
مدیرعامل توانیر گفته اوج ناترازی برق در تابستان ۱۴۰۵ از حدود ۲۰ هزار مگاوات به ۱۰ هزار مگاوات کاهش یافته است. اگر این کاهش عمدتاً حاصل افزایش ظرفیت واقعی تولید باشد، با یک تغییر مهم در ساختار صنعت برق روبهرو هستیم اما اگر بخش بزرگی از آن حاصل کاهش مصرف، مدیریت بار و محدودیت مصرفکنندگان باشد، معنای این عدد متفاوت خواهد بود.
خود آمارهای توانیر نشان میدهد امسال فقط تولید بیشتر در دستور کار نبوده و میزان محدودیتها در مجموع تعرفهها ۴۷ درصد کاهش یافته و محدودیت بخش صنعتی نیز حدود ۵۰ درصد کمتر شده، حتی محدودیت شهرکهای صنعتی در میانه تابستان از دو روز در هفته به یک روز کاهش پیدا کرد.
از سوی دیگر، توانیر از کاهش حدود ۳ درصدی مصرف برق تابستان خبر داده بنابراین برای فهم دقیق کاهش ناترازی باید سهم هر عامل مشخص شود؛ چند مگاوات از افزایش تولید آمد، چند مگاوات از مدیریت مصرف و چند مگاوات از اصلاح شبکه؟ بدون این تفکیک، «کاهش ناترازی» بیشتر یک خروجی نهایی است تا توضیحی درباره اینکه چگونه به دست آمده است. اگر ظرفیت تولید پایدار به اندازه کافی افزایش یافته، باید بتوان اثر آن را در آمار نیروگاههای جدید، ضریب بهرهبرداری و تولید واقعی در ساعات اوج مشاهده کرد. اگر نه بخشی از کاهش شکاف باید در سمت تقاضا جستوجو شود؛ و این دو برای آینده برق ایران تفاوت بسیار بزرگی دارند.
صنایع از خاموشی کمتر تا مصرف واقعی؟
یکی از مهمترین نکات گزارش عملکرد امسال، وضعیت صنایع است. توانیر میگوید محدودیت صنایع نسبت به سال گذشته کاهش یافته و شهرکهای صنعتی نیز با محدودیت کمتری مواجه شدهاند؛ حتی اعلام شده صنایع پتروشیمی انرژی بیشتری دریافت کردهاند. این اتفاق از منظر اقتصادی اهمیت دارد زیرا خاموشی صنایع فقط یک مسئله مربوط به شبکه برق نیست؛ مستقیم به تولید، صادرات، اشتغال و زنجیره تأمین ضربه میزند اما یک تناقض ظریف وجود دارد: اگر صنایع برق بیشتری دریافت کردهاند و همزمان ناترازی نصف شده، باید دقیقتر دید این بهبود از چه محل تأمین شده؛ افزایش تولید؟ مدیریت مصرف خانگی؟ نیروگاههای جدید؟ کاهش تلفات؟ استفاده بیشتر از نیروگاههای حرارتی؟ یا ترکیبی از همه این عوامل؟
توانیر همین تابستان اعلام کرده تعداد کنتورهای هوشمند به ۷.۵ میلیون دستگاه رسیده که ۲۵ درصد بیشتر از گذشته است. چنین ابزارهایی میتوانند مدیریت بار را دقیقتر کنند و مصرف را در ساعات حساس کنترل کنند. این سیاستها میتوانند واقعاً مؤثر باشند اما نباید اثر آنها را با افزایش ظرفیت تولید یکی دانست. مدیریت بهتر بحران با حل ریشهای بحران یکی نیست.
کاهش خاموشی یا کاهش ناترازی؛ برق ایران واقعاً چه تغییری کرده؟
زمستان پرونده دوباره باز میشود!
اگر تابستان آزمون ظرفیت برق بود، زمستان آزمون سوخت نیروگاهها در راه است؛ بخش بزرگی از برق ایران همچنان توسط نیروگاههای حرارتی تولید میشود و این نیروگاهها برای تولید برق به سوخت نیاز دارند. در فصل سرد، افزایش مصرف گاز خانگی میتواند سهم گاز تحویلی به نیروگاهها را تحت فشار قرار دهد. همین مسئله باعث شده مجلس و دستگاههای اجرایی از ماهها قبل برای تأمین سوخت جایگزین برنامهریزی کنند.
رئیس قرارگاه رفع ناترازی انرژی مجلس از رسیدن ذخایر گازوئیل به حدود ۳.۲ میلیارد لیتر خبر داده؛ رقمی که در مقایسه با حدود ۲.۷ تا ۲.۸ میلیارد لیتر در مدت مشابه سال قبل بیشتر است. همچنین برای تأمین سوخت زمستانی نیروگاهها و صنایع، جدول تخصیص و تحویل سوخت میان دستگاههای مرتبط تنظیم شده است. اگر وضعیت برق به اندازهای پایدار شده که ناترازی نصف شده، چرا همچنان باید برای جبران کمبود گاز نیروگاهها از ذخایر سوخت مایع استفاده کنیم؟ البته ذخیرهسازی سوخت مایع الزاماً نشانه شکست نیست؛ میتواند بخشی از برنامه عادی مدیریت ریسک زمستان باشد اما نشان میدهد پرونده ناترازی انرژی هنوز بسته نشده و برق و گاز همچنان بهشدت به یکدیگر وابستهاند.
تجدیدپذیرها؛ عدد ظرفیت با برق واقعی یکی نیست!
توانیر از رشد قابل توجه ظرفیت تجدیدپذیرها خبر داده و اعلام کرده ظرفیت این بخش از حدود ۱۲۵۰ مگاوات به نزدیک ۶۰۰۰ مگاوات رسیده که این افزایش مهم است و با روند جهانی نیز همجهت است. آژانس بینالمللی انرژی میگوید سال ۲۰۲۵ ظرفیت جدید تجدیدپذیرهای جهان به حدود ۸۰۰ گیگاوات رسید و بیش از سهچهارم این ظرفیت جدید مربوط به خورشیدی بود اما اینجا نیز باید بین ظرفیت نصبشده و برق تولیدشده در زمان اوج مصرف تفاوت گذاشت.
نیروگاه خورشیدی در طول شب برق تولید نمیکند و تولید آن در طول روز نیز تابع تابش خورشید است بنابراین برای اینکه توسعه خورشیدی مستقیم به کاهش ناترازی کمک کند، باید زمان تولید، الگوی مصرف، ذخیرهسازی و مدیریت شبکه همزمان دیده شود. در سطح جهانی نیز آژانس بین المللی انرژی تأکید کرده که رشد سریع خورشیدی و بادی بدون توسعه شبکه، انعطافپذیری و ذخیرهسازی نمیتواند بهتنهایی مسئله پایداری شبکه را حل کند. پس «۶هزار مگاوات تجدیدپذیر» خبر مهمی است اما برای ارزیابی اثر آن بر ناترازی چند مگاوات برق واقعی و قابل اتکا در ساعات بحرانی به شبکه داده است؟
ایران باید از عددسازی عبور کند
تقاضای جهانی برق در سالهای آینده همچنان رو به افزایش است و IEA پیشبینی میکند مصرف برق جهان سال ۲۰۲۶ حدود ۳.۶ درصد رشد کند. همزمان، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای انتقال و انعطافپذیری سیستم برق به اولویتهای اصلی کشورها تبدیل شده است. در بسیاری از بازارهای پیشرفته، شاخصهای عملکرد شبکه فقط با تعداد خاموشیها سنجیده نمیشود؛ ظرفیت واقعی، تولید، قابلیت اطمینان، تلفات شبکه، سرمایهگذاری و کیفیت تأمین برق نیز همزمان بررسی میشوند. در ایران نیز اگر قرار است از «کاهش ناترازی» بهعنوان دستاورد یاد شود، بهتر است صورتحساب آن روشن باشد.
چه میزان ظرفیت جدید وارد مدار شد؟ چه مقدار برق بیشتری تولید شد؟ تلفات شبکه چقدر کاهش یافت؟ چه میزان از کاهش ناترازی ناشی از مدیریت مصرف بود؟ محدودیت صنایع چه سهمی داشت؟ مهمتر از همه، این دستاورد در زمستان هم قابل تکرار است یا فقط محصول مدیریت اوج بار تابستان بوده است؟
برنامه هفتم توسعه برای بخش برق اهداف کمی مشخصی از جمله افزایش ظرفیت نصبشده تا ۱۲۴٬۴۸۵ مگاوات، رسیدن ظرفیت تجدیدپذیرها به ۷٬۳۸۸ مگاوات و کاهش تلفات انتقال و توزیع به ۱۲ درصد تعیین کرده بنابراین ارزیابی عملکرد وزارت نیرو نباید فقط بر اساس تعداد خاموشیهای کمتر یا یک عدد ناترازی انجام شود؛ باید دید کشور به اهداف ساختاری خود چقدر نزدیک شده است.
کاهش خاموشی پایان ناترازی نیست
واقعیت این است که عملکرد امسال صنعت برق را نمیتوان فقط با یک برچسب «موفق» یا «ناموفق» توضیح داد. از یک طرف آمارهای منتشرشده از کاهش ۵۴ درصدی قطع و وصل، کاهش محدودیتهای صنایع، بهبود شاخصهای فرکانس و ولتاژ، افزایش کنتورهای هوشمند و رشد ظرفیت تجدیدپذیرها حکایت دارد. اینها اتفاقات قابل توجهی هستند.
از طرف دیگر همچنان ناترازی ۱۰ هزار مگاواتی باقی مانده، سوخت نیروگاهها برای زمستان نیازمند برنامه ویژه است و بخشی از مدیریت بحران از مسیر کنترل تقاضا و محدودیت مصرف انجام شده بنابراین شاید دقیقترین روایت از وضعیت فعلی این باشد: توانیر توانسته بحران را بهتر مدیریت کند اما هنوز نمیتوان از حل ناترازی برق سخن گفت.
کاهش خاموشی، دستاورد است اما زمانی میتوان از کاهش پایدار ناترازی سخن گفت که پشت آن ظرفیت تولید جدید، نیروگاههای آمادهبهکار، شبکه کمتلفات، سوخت پایدار، تجدیدپذیرهای قابل اتکا و مدیریت هوشمند مصرف قرار گرفته باشد وگرنه ممکن است عدد ناترازی روی کاغذ کوچکتر شده باشد اما مسئله فقط از یک نقطه به نقطه دیگری از زنجیره انرژی منتقل شده باشد.