«مهمان جدید» صنعت برق از راه رسید؛ شبکه ایران آماده پذیرش تجدیدپذیرهاست؟

«مهمان جدید» صنعت برق از راه رسید؛ شبکه ایران آماده پذیرش تجدیدپذیرهاست؟

تولید کد خبر : 685

معاون وزیر نیرو: شبکه برق ایران هنوز ظرفیت پذیرش نیروگاه‌های تجدیدپذیر جدید را دارد، اما دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاواتی، بدون تقویت شبکه انتقال، توسعه ذخیره‌سازها، افزایش انعطاف‌پذیری بهره‌برداری و مشارکت نیروگاه‌های کوچک و انشعابی امکان‌پذیر نخواهد بود

به گزارش برق مدیا به نقل از ایسنا، به گفته مصطفی رجبی‌مشهدی، تجدیدپذیرها دیگر بازیگران حاشیه‌ای صنعت برق نیستند و باید برای حضور این «مهمان جدید» قواعد تازه‌ای تعریف شود.

تولید نیروگاه‌های تجدیدپذیر همواره ثابت و فرمان‌پذیر نیست؛ کاهش تابش خورشید یا تغییر سرعت وزش باد می‌تواند در زمانی کوتاه میزان تولید برق را تغییر دهد و هرچه سهم این منابع در سبد تولید افزایش یابد، مدیریت این نوسانات نیز برای بهره‌بردار شبکه دشوارتر می‌شود؛ مسئله‌ای که در ادبیات تخصصی با عنوان «نفوذ نیروگاه‌های تجدیدپذیر» شناخته می‌شود.

معاون برق و انرژی وزیر نیرو از ورود خورشید و باد به معادلات تازه صنعت برق سخن می‌گوید؛ منابعی که دیگر نمی‌توان آن‌ها را بازیگرانی حاشیه‌ای در شبکه دانست؛ افزایش ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی و بادی، در کنار فرصتی که برای جبران ناترازی برق و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی فراهم می‌کند، شیوه اداره شبکه را نیز با الزامات و پیچیدگی‌های تازه‌ای روبه‌رو ساخته است. او تأکید می‌کند: «باید برای این مهمان جدید در شبکه جا باز کنیم و بپذیریم که انرژی‌های تجدیدپذیر هم وارد بازی شده‌اند».

رجبی‌مشهدی برای توضیح ابعاد این چالش، به تجربه‌ای از سفر خود به چین در سال ۱۳۹۴ اشاره می‌کند؛ او در این سفر از یک مرکز کنترل برق بازدید کرد که منطقه تحت پوشش آن حدود ۲۰۰ هزار مگاوات مصرف داشت؛ ظرفیتی که به گفته او، تقریباً چهار برابر مصرف برق ایران در آن مقطع بود.

در این مرکز، بخشی مستقل برای نظارت و کنترل نیروگاه‌های تجدیدپذیر ایجاد شده بود؛ برخلاف آرامش معمول اتاق‌های فرمان، کارشناسان این بخش با حجم بالایی از فعالیت و تصمیم‌گیری لحظه‌ای مواجه بودند. پرسش اصلی این بود که چنین شبکه بزرگی، نوسانات تولید برق خورشیدی و بادی را چگونه مدیریت می‌کند.

پاسخ، مجموعه‌ای از اقدامات مرحله‌ای بود؛ ابتدا تولید نیروگاه‌های حرارتی متناسب با افزایش تولید تجدیدپذیرها کاهش می‌یافت و اگر این اقدام برای حفظ تعادل شبکه کافی نبود، بخشی از تولید نیروگاه‌های تجدیدپذیر محدود یا قطع می‌شد.

این تجربه از نگاه معاون برق و انرژی وزیر نیرو یک پیام روشن دارد: شبکه برق باید خود را با حضور بازیگر تازه‌ای تطبیق دهد؛ همان‌گونه که امروز برای حفظ پایداری شبکه ممکن است تولید یک یا چند واحد حرارتی کاهش یابد یا واحدی به‌طور موقت از مدار خارج شود، باید امکان مدیریت منعطف تولید تجدیدپذیرها نیز فراهم شود.

از این منظر، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر صرفاً به معنای ساخت نیروگاه‌های بیشتر نیست؛ بلکه به تغییر شیوه بهره‌برداری از شبکه، تقویت خطوط انتقال، توسعه ذخیره‌سازها، ایجاد امکان اتصال منعطف نیروگاه‌ها و هماهنگی دقیق‌تر میان منابع مختلف تولید برق نیاز دارد.

گفت‌وگوی تفصیلی ایسنا با معاون وزیر نیرو، روایت الزامات ورود این «مهمان جدید» به شبکه برق ایران است؛ مهمانی که حضورش دیگر انتخابی نیست، اما برای ماندگاری و نقش‌آفرینی مؤثر آن، باید قواعد بازی نیز تغییر کند.

باید برای این مهمان جدید در شبکه جا باز کنیم

رجبی‌مشهدی با وجود تاکید بر چالش‌های فنی افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر، معتقد است شبکه برق ایران هنوز به نقطه اشباع نرسیده و ظرفیت پذیرش طرح‌های جدید را دارد.   برای ارزیابی میزان واقعی نفوذ تجدیدپذیرها، نباید فقط ظرفیت اسمی نیروگاه‌ها را مبنا قرار داد. در نیروگاه‌های خورشیدی، ظرفیت پنل‌ها در سمت جریان مستقیم یا DC معمولاً بیشتر از توانی است که در سمت جریان متناوب یا AC به شبکه تحویل داده می‌شود؛ برای مثال، ممکن است ظرفیت اسمی پنل‌های یک نیروگاه ۱۰۰ مگاوات اعلام شود، اما توان قابل تحویل آن به شبکه حدود ۸۰ مگاوات باشد.

به گفته معاون وزیر نیرو، پیش‌بینی شده ظرفیت تجدیدپذیرهای کشور در اواخر خرداد یا اوایل تیر ۱۴۰۶ به حدود ۱۲ هزار مگاوات برسد؛ اما توان عملی قابل مشاهده و بهره‌برداری در مرکز کنترل شبکه احتمالاً حدود ۸۰۰۰ مگاوات خواهد بود.

او ضریب تقریبی تبدیل ظرفیت اسمی به توان عملی را برای ایران حدود ۰.۶۶ در نظر می‌گیرد و می‌گوید: اگر ظرفیت تجدیدپذیرها به ۱۲ هزار مگاوات برسد، توان قابل اتکای آن‌ها در شبکه حدود ۸۰۰۰ مگاوات خواهد بود.

البته این محاسبه بیشتر ناظر بر منابعی است که تولید آن‌ها به تابش خورشید یا وزش باد وابسته است؛ بخشی از آمار تجدیدپذیرها ممکن است به نیروگاه‌های برق‌آبی کوچک یا منابعی مربوط باشد که عدم قطعیت کمتری دارند. رجبی‌مشهدی بر همین اساس معتقد است: ایران در حال حاضر همچنان در مرحله نخست نفوذ تجدیدپذیرها قرار دارد و احتمالاً از نیمه دوم سال آینده وارد مرحله دوم خواهد شد.

او می‌گوید: «وقتی می‌گویم گاهی در زمینه تجدیدپذیرها بزرگ‌نمایی می‌شود، منظورم این است که شبکه ما هنوز برای پذیرش ظرفیت‌های جدید جا دارد؛ هرچند در سه یا چهار نقطه، به دلیل آماده‌نبودن شبکه یا محدودیت اتصال، شرایط بهره‌برداری دشوارتر شده است.»

یکی دیگر از موضوعاتی که رجبی‌مشهدی بر آن تاکید دارد، تفاوت میان ظرفیت مجوزهای صادرشده و پروژه‌هایی است که واقعاً وارد مرحله اجرا شده‌اند. گاهی اعلام می‌شود که برای حدود ۱۳۰ هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر پروانه صادر شده است؛ اما همه این مجوزها را نمی‌توان به معنای اجرای قطعی پروژه‌ها دانست.

او افزود: توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر مشابه هر صنعتی دیگری باشد، ممکن است متقاضی توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر فقط نامه‌ای ارائه کرده و اعلام کرده باشد که قصد دارد کارخانه سیمان، فولاد یا یک مجموعه صنعتی با ظرفیت مشخصی احداث کند، اما پس از آن هیچ اقدامی انجام نداده باشد. در مقابل، متقاضی دیگری زمین را آماده کرده، مجوزهای صنعتی را گرفته، تجهیزات خریده و عملیات ساختمانی را آغاز کرده است. به اعتقاد او، نمی‌توان این دو متقاضی را برای ساخت نیروگاه تجدیدپذیر  در یک سطح ارزیابی کرد.

رجبی‌مشهدی برآورد می‌کند شاید کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت‌هایی که برای آن‌ها تقاضای پروانه ثبت شده، در حال حاضر واقعاً فعال باشند؛ هرچند ممکن است برآورد ساتبا این رقم را تا حدود ۲۰ درصد نشان دهد.

او همچنین از لغو حدود ۳۴ هزار مگاوات از مجوزها به دلیل انجام‌نشدن اقدامات لازم از سوی متقاضیان خبر می‌دهد و احتمال می‌دهد ۳۰ تا ۴۰ هزار مگاوات دیگر نیز در شرایط مشابه قرار داشته باشند. در مقابل، ظرفیت پروژه‌هایی که موافقت اتصال به شبکه دریافت کرده‌اند، حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار مگاوات عنوان می‌شود.

دستیابی به ۳۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر

معاون برق و انرژی وزیر نیرو دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر را بدون مشارکت نیروگاه‌های انشعابی، پشت‌بامی و کوچک‌مقیاس دشوار می‌داند. او می‌گوید: «اگر بخواهیم بدون تنش و دشواری به ظرفیت ۳۰ هزار مگاوات برسیم، باید سهمی جدی به نیروگاه‌های انشعابی و سامانه‌های کوچک اختصاص دهیم.»

به گفته رجبی‌مشهدی، می‌توان ظرفیتی در حدود ۲ تا ۵۰۰۰ مگاوات برای این بخش در نظر گرفت؛ ساتبا نیز طرحی با ظرفیت حدود پنج هزار مگاوات ارائه کرده که گام نخست آن با ظرفیت ۱۰۰۰ مگاوات در حال عملیاتی‌شدن است.

میزان استقبال مردم از نیروگاه‌های پشت‌بامی قابل توجه است

او میزان استقبال مردم از نیروگاه‌های پشت‌بامی را قابل توجه می‌داند و می‌گوید: یکی از پرتکرارترین پرسش‌هایی که در حوزه تجدیدپذیرها از او مطرح می‌شود، این است که مردم برای استفاده از نیروگاه خورشیدی در خانه خود باید به کجا مراجعه کنند، چه میزان تسهیلات بانکی دریافت خواهند کرد و هزینه احداث سامانه چقدر است.

از نگاه رجبی‌مشهدی، تکرار این پرسش‌ها نشان می‌دهد بستر اجتماعی مناسبی برای توسعه نیروگاه‌های کوچک و مردمی شکل گرفته است. در همین زمینه، هماهنگی‌هایی با سازمان نظام مهندسی انجام شده تا نصب سامانه خورشیدی برای ساختمان‌های چهار طبقه به بالا الزامی شود؛ برای ساختمان‌های دیگر، در شرایط کنونی بحث الزام مطرح نیست؛ اما با ایجاد مشوق‌های مناسب می‌توان تقاضا را افزایش داد.

او معتقد است: اگر سامانه برق ساختمان از ابتدا به‌گونه‌ای طراحی شود که با اینورترهای دوگانه، هم در حالت متصل به شبکه و هم در حالت مستقل از شبکه کار کند، امکان استفاده از برق خورشیدی در زمان خاموشی نیز فراهم می‌شود و جذابیت اقتصادی و عملی این سامانه‌ها افزایش می‌یابد.

موضوعات حقوقی استفاده از فضاهای مشاع ساختمان‌ها نیز در دست بررسی است تا امکان بهره‌برداری مشترک از پشت‌بام فراهم شود. از جمله گزینه‌های مطرح، تلفیق پنل‌های خورشیدی با طراحی باغ روی سقف (روف گاردن) است. رجبی‌مشهدی تأکید می‌کند هرچه مقیاس این سامانه‌ها کوچک‌تر و محل تولید به مصرف نزدیک‌تر باشد، هزینه اتصال به شبکه کاهش می‌یابد؛ هرچند توسعه تعداد زیادی نیروگاه کوچک ممکن است پیچیدگی‌های اجرایی و مدیریتی تازه‌ای ایجاد کند.

معاون وزیر نیرو، چاه‌های کشاورزی را یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های توسعه نیروگاه‌های خورشیدی می‌داند و توضیح می‌دهد: اگر حدود ۳۰۰ هزار حلقه چاه کشاورزی در کشور وجود داشته باشد، می‌توان به‌طور واقع‌بینانه بیش از ۲۰۰ هزار مورد از آن‌ها را مستعد نصب سامانه‌های خورشیدی ۵۰ تا ۱۰۰ کیلوواتی دانست.

چنین ظرفیتی، به گفته او، می‌تواند بین ۱۰ هزار تا ۱۵ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی ایجاد کند. پنل‌ها در این طرح‌ها می‌توانند با ارتفاع بیشتری نصب شوند تا فضای زیر آن‌ها به‌عنوان انبار یا برای سایر کاربردهای کشاورزی و تولیدی مورد استفاده قرار گیرد. این الگو علاوه بر تولید برق، امکان ایجاد کاربری دوگانه و فرصت‌های اشتغال را نیز فراهم می‌کند. سقف کارخانه‌ها، سوله‌های صنعتی و سایر ساختمان‌های بزرگ نیز بخش دیگری از ظرفیت موجود برای توسعه نیروگاه‌های پراکنده محسوب می‌شوند. رجبی‌مشهدی معتقد است با استفاده هم‌زمان از این ظرفیت‌ها، دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاوات امکان‌پذیر خواهد بود.

به اعتقاد رجبی‌مشهدی، نمی‌توان یک نسخه واحد برای مقیاس و محل احداث همه نیروگاه‌های تجدیدپذیر ارائه کرد؛ شرایط نیروگاه‌های بادی با نیروگاه‌های خورشیدی متفاوت است چرا که پتانسیل مناسب تولید برق بادی در همه نقاط ایران وجود ندارد و مناطقی مانند خواف، نشتیفان و میل‌نادر از ظرفیت‌های ویژه برخوردارند؛ در برخی از این مناطق، ضریب ظرفیت نیروگاه بادی به حدود ۵۰ درصد می‌رسد که رقم قابل توجهی است.

از آنجا که زمین‌های دارای پتانسیل ممتاز بادی محدود هستند، باید از این مناطق بیشترین میزان برق تولید شود. بنابراین، رویکرد مناسب برای انرژی بادی، احداث نیروگاه‌های بزرگ‌مقیاس است و تقسیم این ظرفیت‌ها به واحدهای بسیار کوچک، بهره‌برداری بهینه از زمین را دشوار می‌کند.

در مقابل، به دلیل وسعت سرزمین و گستردگی تابش خورشید، نیروگاه‌های خورشیدی می‌توانند کوچک‌تر و پراکنده‌تر باشند. این پراکندگی هزینه اتصال را کاهش می‌دهد و فشار ناشی از نوسانات تولید بر یک نقطه مشخص شبکه را کمتر می‌کند. با این حال، رجبی‌مشهدی می‌گوید برخی سرمایه‌گذاران تمایل داشته‌اند نیروگاه‌های خورشیدی بسیار بزرگ احداث کنند؛ پیشنهاد وزارت نیرو به آنان، این بوده است که ظرفیت مورد نظر را میان چند نیروگاه تقسیم کنند یا مجموعه‌ای از نیروگاه‌های چندصد مگاواتی در نقاط مناسب ایجاد شود.

به گفته او احداث یک نیروگاه خورشیدی بزرگ در نقطه‌ای دورافتاده که شبکه ضعیفی دارد، بدون در نظر گرفتن تجهیزات و زیرساخت‌های تقویت شبکه، مشکلات اتصال و پایداری ایجاد خواهد کرد.

اتصال موقت نیروگاه های خورشیدی برای جلوگیری از معطل‌ماندن تولید

یکی از راهکارهای مورد توجه وزارت نیرو، استفاده از اتصال موقت و غیرقطعی برای نیروگاه‌هایی است که بخشی از الزامات اتصال به شبکه آن‌ها هنوز تکمیل نشده است. رجبی‌مشهدی می‌گوید: در تابستانی که کشور با ناترازی شدید برق روبه‌روست، نباید حتی یک کیلووات تولید تجدیدپذیر صرفاً به دلیل تکمیل‌نشدن برخی شرایط اتصال، از مدار بهره‌برداری خارج بماند.

در ادبیات فنی، اتصال‌ها با مفاهیم «Firm» و «Non-firm» شناخته می‌شوند که می‌توان آن‌ها را اتصال قطعی و غیرقطعی یا دائم و غیردائم دانست. برای توضیح این مدل، او به واحدهای صنعتی اشاره می‌کند؛ ممکن است یک واحد فولادی اعلام کند دو یا سه مورد از الزاماتی را که برای اتصال تعیین شده، هنوز تکمیل نکرده است؛ اما برای ادامه فعالیت به برق نیاز دارد. در چنین وضعیتی، می‌توان اتصال موقت برقرار کرد و به واحد صنعتی مهلت داد تا تعهدات باقی‌مانده را انجام دهد. اجرای این تعهدات نیز در طول دوره موقت از طریق کنترل پروژه پیگیری می‌شود.

به اعتقاد معاون وزیر نیرو، همین منطق می‌تواند درباره برخی نیروگاه‌های تجدیدپذیر نیز به کار گرفته شود. ممکن است نیروگاه آماده بهره‌برداری باشد، اما شبکه یا پست مورد نیاز برای اتصال کامل نشده باشد؛ در این حالت می‌توان با ایجاد آرایش‌های موقت ورود و خروج، نیروگاه را متصل کرد.

او حتی کاهش چندساعته تولید واحدهای گازی و بخار را برای ورود حداکثری برق تجدیدپذیر به شبکه قابل بررسی می‌داند. اگر شرایط شبکه به‌گونه‌ای شود که امکان ادامه این وضعیت وجود نداشته باشد، می‌توان تولید نیروگاه تجدیدپذیر را محدود کرد؛ اقدامی که در ادبیات صنعت برق «Curtailment» یا محدودسازی تولید نامیده می‌شود.

رجبی‌مشهدی یادآور می‌شود که محدودسازی فقط برای تولیدکنندگان نیست و اکنون نیز در صورت بروز محدودیت شدید شبکه، ممکن است برق یک واحد صنعتی قطع شود تا پایداری شبکه حفظ شود.

او از این بحث به دو نتیجه می‌رسد؛ نخست اینکه بهره‌برداری و کنترل شبکه باید منعطف‌تر شود و دوم اینکه نیروگاه‌های تجدیدپذیر در ابتدای مسیر فعالیت، باید فرصت و مهلت لازم برای تکمیل الزامات اتصال را داشته باشند.

با افزایش سهم تجدیدپذیرها، ذخیره‌سازی برق از الزامات اصلی شبکه می‌شود

با افزایش سهم تجدیدپذیرها، ذخیره‌سازی برق به یکی از الزامات اصلی شبکه تبدیل می‌شود. رجبی‌مشهدی معتقد است: در مراحل اولیه توسعه می‌توان بخشی از نوسانات تولید را از طریق هماهنگی با نیروگاه‌های حرارتی مدیریت کرد؛ اما در مراحل سوم و چهارم نفوذ تجدیدپذیرها، روش‌های فعلی به‌تنهایی کافی نخواهند بود.

در آن مرحله، سه مسیر اصلی پیش روی صنعت برق قرار دارد؛ تقویت گسترده شبکه انتقال، ورود ذخیره‌سازها و اجرای برنامه‌های دقیق‌تر برای انعطاف‌پذیری بار و مصرف‌کنندگان، از جمله هوشمندسازی شبکه. در حال حاضر، بخشی از ظرفیت ذخیره‌ای موجود برای پاسخ‌گویی به نیاز شبکه در ساعات اوج مصرف مورد استفاده قرار می‌گیرد. مطالعاتی نیز برای استفاده از ظرفیت سدهای آزاد و رودبار به‌عنوان نیروگاه‌های تلمبه‌ذخیره‌ای در دست انجام است.

به باور رجبی‌مشهدی، ظرفیت‌ نیروگاه های تلمبه‌ذخیره‌ای مدنظر، با توجه به موقعیت‌های مناسب جنوب‌غرب کشور، می‌توانند تا حدود ۳۰۰۰ مگاوات توسعه یابند؛ اما اگر شبکه‌های به‌هم‌پیوسته کشور به‌اندازه کافی تقویت نشوند، ذخیره‌سازها نیز باید به‌صورت پراکنده در مناطقی مانند خراسان، آذربایجان و دیگر نقاط متناسب با توسعه تجدیدپذیرها ایجاد شوند.

مدل اقتصادی پیشنهادی برای نیروگاه‌های تلمبه‌ذخیره‌ای این است که برق تولیدی آن‌ها با نرخ تابلوی سبز خریداری شود و برق مورد نیاز برای پمپاژ با قیمتی نزدیک به رایگان در اختیارشان قرار گیرد. البته از نگاه او ممکن است این مشوق به‌تنهایی کافی نباشد و برای ایجاد یک مدل اقتصادی جذاب، به پیشنهادهای تکمیلی بخش خصوصی نیاز باشد.

نیروگاه تلمبه‌ذخیره‌ای سیاه‌بیشه از ارزشمندترین ابزارهای مرکز کنترل شبکه

رجبی‌مشهدی از نیروگاه تلمبه‌ذخیره‌ای سیاه‌بیشه به‌عنوان یکی از ارزشمندترین ابزارهای مرکز کنترل شبکه یاد می‌کند. این نیروگاه می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان، تولید خود را به حداکثر یا حداقل برساند و تغییرات و عدم قطعیت‌های شبکه را جبران کند.

او می‌گوید: شاید در زمان احداث نیروگاه سیاه‌بیشه، اهمیت امروز این نیروگاه به‌طور کامل قابل پیش‌بینی نبود و پرسش‌ها و مقاومت‌هایی درباره فلسفه و ضرورت اجرای آن وجود داشت؛ اما اکنون بهره‌بردار شبکه به‌خوبی ارزش انعطاف‌پذیری این نیروگاه را درک می‌کند.

در کنار نیروگاه های تلمبه‌ذخیره‌ای‌ها، باتری‌ها و ذخیره‌سازهای الکتریکی نیز به‌عنوان گزینه مکمل مطرح‌اند؛ نخستین نقاط مناسب برای استقرار این ذخیره‌سازها در ایران شناسایی شده و یکی دو طرح کوچک نیز در حال ورود به مرحله اجراست. برای سال آینده، برنامه‌ای در حدود ۳۰۰۰ مگاوات ظرفیت ذخیره‌سازی در نظر گرفته شده است؛ رجبی‌مشهدی ابراز امیدواری می‌کند دست‌کم هزار مگاوات از این ظرفیت به‌صورت پراکنده و در نقاط مورد نیاز شبکه اجرا شود تا هم محدودیت‌های شبکه کاهش یابد و هم امکان استفاده بهتر از نیروگاه‌های بزرگی که با سرمایه‌گذاری سنگین احداث شده‌اند فراهم شود.

ضرورت ایجاد جذابیت اقتصادی برای جذب سرمایه گذاری

یکی از انتقادهای مطرح‌شده در نشست، اقتصادی‌نبودن ذخیره‌سازها برای سرمایه‌گذاران بود. رجبی‌مشهدی این نگرانی را می‌پذیرد و تأکید می‌کند: سیاست‌های وزارت نیرو ثابت و ایستا نخواهد بود. به گفته او، اگر مشخص شود سرمایه‌گذاری در یک بخش متوقف شده یا مشوق‌های موجود کارایی لازم را ندارند، سیاست‌ها باید تغییر کنند تا جذابیت اقتصادی دوباره ایجاد شود.

او امنیت سرمایه‌گذاری را یک اصل ضروری می‌داند؛ اما یادآور می‌شود در کشورهای دیگر نیز تعرفه‌های خرید تضمینی برای همیشه ثابت باقی نمانده‌اند. این تعرفه‌ها معمولاً برای چند سال اعمال شده و با بلوغ فناوری و بازار، کاهش یافته یا با سیاست‌های دیگری جایگزین شده‌اند.

بنابراین، از نگاه معاون وزیر نیرو، باید مسیری روشن برای سرمایه‌گذار تعریف شود؛ مسیری که هم امکان اصلاح سیاست‌ها متناسب با تحولات فناوری را فراهم کند و هم اشتیاق بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری را از بین نبرد.

راه‌اندازی تابلوی برق سبز از اقدامات مهم اقتصادی در حوزه تجدیدپذیرها

رجبی‌مشهدی راه‌اندازی تابلوی برق سبز را یکی از اقدامات مهم اقتصادی در حوزه تجدیدپذیرها می‌داند و می‌گوید این بازار با استقبال مناسبی روبه‌رو شده است. برخی سرمایه‌گذاران ممکن است درباره وجود تقاضای کافی برای برق تولیدی خود نگران باشند؛ اما با تصویب آیین‌نامه مربوط به بند «ب» ماده ۴۳، تقاضای جدید و قابل توجهی ایجاد شده است.

مقررات مرتبط با این بخش قرار بود در تیرماه ابلاغ و اجرایی شود، اما به دلیل دریافت و بررسی دیدگاه‌های فعالان و صاحب‌نظران، اجرای آن با حدود دو ماه تأخیر به شهریور ماه موکول شده است. قیمت‌های خرید برق نیز ثابت نخواهد ماند و متناسب با سازوکارهای خرید تضمینی اصلاح می‌شود. نیروگاه‌های کوچک و متقاضیان فروش برق نیز می‌توانند از ظرفیت تجمیع‌کننده‌ها استفاده کنند.

تجمیع‌کننده‌ها؛ حلقه اتصال نیروگاه‌های کوچک به بازار

معاون برق و انرژی وزیر نیرو، تجمیع‌کننده‌ها یا نهادهای واسط را یکی از مهم‌ترین اجزای توسعه مردمی تجدیدپذیرها می‌داند و ادامه می‌دهد: وظیفه این نهادها، تجمیع ظرفیت نیروگاه‌های کوچک، مدیریت تولید و عرضه برق آن‌ها در بازار است؛ بدون چنین سازوکاری، حضور تعداد زیادی تولیدکننده کوچک در بازار برق با پیچیدگی و هزینه بالایی همراه خواهد بود.

آیین‌نامه فعالیت تجمیع‌کننده‌ها در وزارت نیرو تهیه شده و برای دریافت نظر نهادها، انجمن‌ها و اتاق بازرگانی در گردش است. رجبی‌مشهدی تأکید می‌کند: اگر هدف، کاهش هزینه سرمایه‌ گذاری و فراهم‌کردن امکان حضور نیروگاه‌های کوچک در بازار برق باشد، فعالیت تجمیع کننده‌ها باید هرچه سریع‌تر سامان یابد.

او همچنین به ظرفیت پلتفرم‌ها و کسب‌وکارهای جدید در توسعه مردمی انرژی‌های تجدیدپذیر اشاره می‌کند و معتقد است، در کنار زیرساخت فناورانه، بستر فکری و اجتماعی لازم نیز در جامعه ایران برای فعالیت این پلتفرم‌ها وجود دارد.

هدف ۳۰ هزار مگاوات بدون تقویت شبکه محقق نمی‌شود

با وجود تأکید بر توسعه نیروگاه‌های کوچک و پراکنده، رجبی‌مشهدی تقویت کریدورهای اصلی انتقال برق را برای تحقق اهداف بلندمدت ضروری می‌داند. بهگفته او کریدورهای اصلی با ولتاژ ۴۰۰ کیلوولت و بالاتر باید تقویت شوند؛ زیرا اگر دولت واقعاً قصد داشته باشد ظرفیت تجدیدپذیرها را به ۳۰ هزار مگاوات برساند، شبکه فعلی در برخی مناطق پاسخ‌گوی انتقال این حجم از انرژی نخواهد بود.

در صورت توسعه‌نیافتن شبکه انتقال، گلوگاه‌های متعدد ایجاد می‌شود و بخشی از برق تولیدی نیروگاه‌ها به دلیل محدودیت شبکه از دست خواهد رفت. این وضعیت به معنای اتلاف تولید و تحمیل خسارت به سرمایه‌گذار و اقتصاد کشور است. رجبی‌مشهدی مسئولیت توسعه خطوط و اتصالات اصلی شبکه را بر عهده دولت می‌داند و می‌گوید: این زیرساخت‌ها باید با منابع عمومی توسعه یابند. اما اتصال محلی نیروگاه به نزدیک‌ترین نقطه شبکه باید جزو تعهدات سرمایه‌گذار خصوصی باشد.

او در عین حال تأکید می‌کند که تقویت شبکه، توسعه ذخیره‌سازها و مدیریت مصرف باید هم‌زمان پیش بروند و هیچ‌یک به‌تنهایی پاسخ‌گوی شرایط آینده نخواهد بود.

تجدیدپذیرها تنها راه‌حل ناترازی نیستند

معاون برق و انرژی وزیر نیرو توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر را در شرایط کنونی یک ضرورت حیاتی می‌داند؛ اما تأکید می‌کند نباید همه مسائل صنعت برق را فقط از این مسیر دنبال کرد. بهینه‌سازی مصرف، تکمیل بخش بخار نیروگاه‌های سیکل ترکیبی، متنوع‌سازی سبد تولید و توسعه نیروگاه‌های اتمی نیز باید در برنامه صنعت برق باقی بمانند؛ ممکن است برخی از این ظرفیت‌ها دیرتر وارد مدار شوند، اما برای امنیت انرژی کشور ضروری‌اند.

از نگاه او، دشواری‌های تأمین برق و سوخت، با وجود همه تلخی‌ها، می‌تواند فرصتی برای برداشتن گام‌های بزرگ‌تر در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر باشد؛ مشروط بر آنکه توسعه ظرفیت تولید با آماده‌سازی شبکه، ایجاد سازوکارهای اقتصادی و مشارکت بخش خصوصی همراه شود.

جمع‌بندی سخنان رجبی‌مشهدی این است که صنعت برق، سیاستی ثابت و تغییرناپذیر ندارد. فناوری، بازار، نحوه مصرف و شکل تولید برق در حال تغییر است و سیاست‌های امروز نمی‌توانند الزاماً با سیاست‌های دو یا ۱۰ سال آینده یکسان باشند. در این مسیر، سرمایه‌گذار باید از امنیت و چشم‌انداز روشن برخوردار باشد؛ اما هم‌زمان باید بپذیرد که با بلوغ فناوری و تغییر شرایط بازار، مدل‌های حمایتی نیز اصلاح خواهند شد.

دولت نیز باید نقش خود را در توسعه زیرساخت‌های اصلی، افزایش انعطاف پذیری شبکه و ایجاد بازارهای مناسب ایفا کند و در مقابل، بخش خصوصی مسئولیت سرمایه‌گذاری، اتصال محلی و اجرای تعهدات پروژه را بر عهده گیرد.

در چنین چارچوبی، خورشید و باد دیگر صرفاً منابعی مکمل نیستند. آن‌ها به بخشی از بازی اصلی صنعت برق تبدیل شده‌اند؛ همان «مهمان جدیدی» که به تعبیر معاون برق و انرژی وزیر نیرو باید برای حضورش در شبکه جا باز کرد. اما این مهمان برای ماندن، فقط به نیروگاه و پنل نیاز ندارد؛ شبکه‌ای منعطف، ذخیره‌سازهای پراکنده، بازار اقتصادی، تجمیع کننده‌های فعال، خطوط انتقال تقویت‌شده و قواعدی متناسب با واقعیت‌های تازه صنعت برق نیز باید آماده شوند.

ارسال نظر