گره هوشمندسازی برق؛ از ظرفیت 7 میلیونی تولید کنتور تا تعلل توانیر در اجرا
نبود برنامه اجرایی مشخص از سوی توانیر، نوسانات نرخ ارز و ریسکهای ناشی از واردات محصولات آماده، تولیدکنندگان داخلی کنتورهای هوشمند را با ابهام در توسعه زیرساختها مواجه کرده؛ این در حالی است که اتکا به ظرفیت بومی میتواند مشکل به رفع ناترازی برق کمک کند.
به گزارش برق مدیا، صنعت کنتورسازی ایران با وجود توان واقعی تولید سالانه ۶.۵ تا ۷ میلیون کنتور هوشمند و عمق ساخت داخل ۵۵ تا ۶۵ درصدی، بهدلیل نبود برنامهریزی شفاف، عدم ابلاغ دقیق نیازهای شبکه و مشکلات تخصیص ارز با زیر ظرفیت واقعی خود فعالیت میکند؛ چالشهایی که در کنار ریسکهای امنیتی ناشی از احتمال واردات تجهیزات نهایی، مسیر مدیریت هوشمند ناترازی برق را ناهموار کرده است. یکی از مدیران تولیدکننده کنتورهای هوشمند در گفت و گو با برق مدیا، با انتقاد از فاصله میان ظرفیت بالفعل سازندگان داخلی و سیاستگذاریهای اجرایی، به این نکته اشاره میکند که واردات کنتور در شرایط غیرصلح و تهدیدات سایبری منطقه، خطری جدی برای زیرساختهای کشور محسوب میشود. به گفته میثم جلیلی توسعه کنتورهای هوشمند این امکان را فراهم میسازد تا در ساعات پیک بار (۱۱ تا ۱۹)، به جای قطع کامل و بیبرقی مطلق، مصرف مشترکان به بخشهای ضروری محدود شده و پایداری شبکه بدون آسیب به رفاه عمومی حفظ شود و با این شرایط از قطعی کامل برق عبور کنیم.
میثم جلیلی، مدیر فروش شرکت «الکترونیک افزار آزما» در گفتوگو با «برق مدیا» به چالشهای کنتورسازان کشور پرداخته که در ادامه میخوانید.
***
وضعیت فعلی صنعت کنتورسازی و بهطور خاص، کنتورهای هوشمند در کشور چگونه است؟
در خصوص وضعیت تولید کنتورهای هوشمند در کشور، باید عرض کنم که این روند بر اساس ریلگذاری و سیاستگذاری نهادهای بالادستی، یعنی شرکت توانیر و وزارت نیرو، در حال انجام است.
اما در این خصوص این نکته قابل اشاره است که با توجه به ظرفیتهای اعلامی و توانمندیهای شرکتهای تولیدکننده، اعتقاد ما بر این است که این ظرفیتها با ظرفیت واقعی تولیدکنندگان فاصله بسیاری دارد. در واقع، اگر اطلاعات کافی، منابع مالی و برنامه اجرایی تفصیلی وجود داشته باشد، کنتورسازان داخلی میتوانند با ظرفیتهای بالفعل خود، و نه حتی ظرفیتهای بالقوه، تمامی کنتورهای مورد نیاز صنعت برق را تامین کنند.
علت این فاصله میان ظرفیت فعلی و ظرفیت واقعی تولید در چیست؟ چه گلوگاههایی در این مسیر وجود دارد؟
این موضوع را میتوان در چند آیتم اصلی جستوجو کرد. بخشی از آن به تغییرات در ویرایشهای فنی کنتورها بازمیگردد که البته تاثیرگذاری آن را خیلی زیاد نمیدانم.
اما دو دلیل اصلی بهعنوان گلوگاه کار ما وجود دارد؛ نخست، عدم ابلاغ برنامههای دقیق و شفاف در مورد تعداد کنتورهای مورد نیاز و منابع مالی تخصیصیافته است. دوم اینکه به دلیل نبود برنامههای مالی و اجرایی مشخص، کنتورسازان برخلاف روال سالهای گذشته، قادر به اجرای طرحهای توسعهای یا سرمایهگذاری بیشتر نبودهاند.
در واقع، بند دوم تابعی از بند اول است و میتوان گفت اصلیترین گلوگاه، بحث شفافیت در تأمین و برنامهریزی است.
با توجه به شرایط روز کشور، در بحث تخصیص ارز و واردات قطعات با چه مشکلاتی روبهرو هستید و میزان داخلیسازی این تجهیزات چقدر است؟
متاسفانه در شرایط کنونی شاهد آن روانی و سهولت قبلی در فرآیندها و تخصیص ارز نیستیم و تأمین منابع مالی برای شرکتهای سرمایهگذار به یک مشکل جدی تبدیل شده است.
در بحث داخلیسازی، عمق ساخت کنتور در شرکتهای مختلف متفاوت است و عددی بین ۵۵ تا ۶۵ درصد را شامل میشود؛ البته شرکتهایی هم هستند که عمق ساخت آنها زیر ۳۰ یا ۲۵ درصد بوده و بیشتر نقش مونتاژکننده قطعات منفصله را دارند.
اما وزن اصلی این صنعت در سالهای اخیر بر دوش شرکتهای دانشبنیانی بوده که عمق ساخت داخلی بالایی دارند. در این خصوص باید توجه داشت که حتی برندهای بزرگ دنیا مانند سامسونگ، اپل و پاناسونیک نیز تمام ریزقطعات الکترونیکی را خودشان تولید نمیکنند و برخی قطعات را تامینکنندگان اصلی تهیه میکنند.
در صنعت ما هم دانش فنی و طراحی متعلق به خودمان است؛ ما بهترین قطعات را انتخاب و در یک مجموعه کنار هم قرار میدهیم تا بهترین عملکرد را بگیریم. تولید تمامی قطعات در داخل، به دلیل تفاوت تکنولوژیها و نیاز به بازارهای صادراتی برای توجیه هزینههای کلان سرمایهگذاری، در شرایط فعلی و با وجود تحریمهای، عملا میسر نیست.
بنابراین، ما نیز مانند شرکتهای بزرگ دنیا، قطعات اصلی را از تولیدکنندگان اصلی جهان تهیه میکنیم.
آیا در حال حاضر تامین مواد اولیه و قطعات با چالش جدی روبهرو شده است؟ نقش وزارت صمت در این میان چیست؟
بله، تامین قطعات هر روز با مشکلات جدیدی از جمله مسائل تخصیص ارز در وزارت صمت و بانک مرکزی، افزایش نرخ جهانی قطعات و حتی موضوعاتی مانند محاصره دریایی که اخیرا رخ داده، مواجه است.
وزارت صمت شاید کمترین چالش مستقیم را ایجاد کرده باشد، اما بحث اصلی، محدودیت در ورودی ارز کشور است که باید بر اساس اولویتها تخصیص یابد. نگرانی بزرگ ما این است که سیاستگذاران با استناد به این ادعای اشتباه که «ظرفیت ساخت داخل جوابگوی نیاز نیست»، به سمت واردات کنتورهای آماده بروند. وقتی امکان تامین قطعات به سختی وجود دارد، واردات محصول نهایی نیز نباید منطقی باشد، اما گاهی نهادهای بالادستی با روشهای متفاوتی عمل میکنند.
کنتورسازان همواره با ابهاماتی در مورد تعداد مورد نیاز (از ۷ تا ۱۳ میلیون عدد) و منابع مالی مواجه هستند. اگر متغیرها دقیق مشخص شوند، ما میتوانیم برنامه زمانبندی دقیق ارائه دهیم.
ظرفیت واقعی تولید سالانه کشور چقدر است و آیا زیرساختهای لازم برای نصب این حجم از کنتور وجود دارد؟
ظرفیت واقعی تولید را میتوان سالانه حدود ۶.۵ تا ۷ میلیون کنتور برآورد کرد، هرچند این عدد کمتر از ظرفیتهای مندرج در پروانههای بهرهبرداری است.
اما موضوع فقط تولید نیست؛ نیاز کشور باید در سالهای مختلف تقسیم شود، چرا که ظرفیت نصب و بهرهبرداری نیز محدود است. در این خصوص این سوالات مطرح میشود که اگر همین امروز ۲۰ میلیون کنتور آماده داشته باشیم، آیا نصاب کافی، امکان تغییر تابلوها، سامانههای هوشمند قرائت (MDM) و یا حتی سیمکارتهای مورد نیاز توسط اپراتورها برای این حجم عظیم فراهم است؟ پاسخ منفی است. مانند پروژههای کلان در کل دنیا، باید از تعداد کم شروع کرد و با درسآموختههای پروژه، سالبهسال تعداد را افزایش داد.
با توجه به مسائل امنیتی اخیر در منطقه، بومیسازی این صنعت چه اهمیتی دارد و چشمانداز آن را چگونه میبینید؟
اگر حمایت واقعی صورت گیرد، هیچ نیازی به واردات نخواهیم داشت. در سالهای اخیر شاهد بودیم که حتی تجهیزات سادهای مانند پیجر در لبنان میتوانند به ابزارهای خطرناکی تبدیل شوند.
ما در شرایط صلح کامل نیستیم و بانکها و زیرساختهای ما مدام در معرض حملات سایبری هستند. واردات یعنی نادیده گرفتن این حساسیتهای امنیتی. تجهیزات وارداتی ممکن است در سالهای اول بهخوبی کار کنند، اما تضمینی نیست که در سالهای بعد از طریق حملات سایبری، کل شبکه کشور را مختل نکنند.
تا این لحظه آماری از واردات رسمی نداریم، اما اخباری مبنی بر قصد انجام آن شنیده میشود.
در بحث صادرات و حمایتهای دولتی این صنعت در چه وضعیتی قرار دارد؟
در حال حاضر شرکت «الکترونیک افزار آزما» به کشورهای عراق و افغانستان صادرات دارد و این کشورها تمایل زیادی به همکاری با ما دارند. اگر فشار تحریمها برداشته شود، محصولات ایرانی پتانسیل حضور در بازارهای اروپا و آمریکا را نیز دارند. بزرگترین حمایت مورد نیاز ما، «باور» به توان داخلی و ارائه اطلاعات و برنامههای شفاف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، در کنار شفافسازی روشهای تأمین مالی است.
با توجه به برنامههای بسیاری که دولت برای هوشمندسازی کنتورهای کشور دارد، این سوال مطرح میشود که کنتورهای هوشمند چه تفاوتی با نسلهای قدیمی دارند و چگونه به مدیریت مصرف کمک میکنند؟
با نصب کنتور هوشمند به مدیریت مصرف هم در سمت تولیدکننده و هم مصرفکننده کمک شایانی میشود. مصرفکننده با دسترسی به اطلاعات، میداند چه زمانی از چه تجهیزاتی استفاده کند تا هزینههایش کاهش یابد.
اما مهمترین مزیت در زمان ناترازی انرژی است؛ در کنتورهای قدیمی، شرکتهای توزیع ناچارند برق را بهطور کامل قطع کنند، اما با کنتور هوشمند میتوان به جای قطع کامل، مصرف مشترک را «محدود» کرد.
برای مثال، میتوان برق مصارف ضروری مانند یخچال، روشنایی یا آسانسور را تامین کرد و از مشترک خواست مصارف غیرضروری را در ساعات پیک (یعنی ۱۱ صبح تا ۷ عصر) کاهش دهد.
این محدود کردن مصرف بهمراتب بهتر از بیبرقی کامل است و اگر همه همکاری کنند، شاید دیگر هیچ کجای کشور نیاز به خاموشی مطلق نداشته باشیم. امیدوارم مسئولان با تعامل بیشتر با کنتورسازان، از ظرفیت نیروی کار ایرانی بیش از پیش استفاده کنند.