برق مدیا فرصت تاریخی تغییر الگوی کشت را بررسی میکند
برداشت محصول کشاورزی بیشتر با آب و برق کمتر
سهم بخش کشاورزی از مصرف برق کشور طی 8 سال اخیر روندی نزولی و تدریجی را تجربه کرده است. در سال ۱۳۹۶ سهم این بخش از کل مصرف برق ایران ۱۵.۴ درصد بود، اما این رقم در سال ۱۴۰۳ به ۱۳.۴ درصد کاهش یافته است.
به گزارش برق مدیا، در یک صبح تابستانی در حاشیه یک روستای مرکزی ایران، صدای آرام موتور پمپهای برقی چاههای کشاورزی فضای مزارع را پر کرده و کشاورزان، با نگاه به جریان آب که از زمین بیرون میجهد، میدانند که هر قطره نه تنها محصول روزانهشان را شکل میدهد، بلکه به شبکه برق و منابع آب زیرزمینی کشور نیز وابسته است.
در حوالی شهرستان نطنز در استان اصفهان، صدای یکنواخت موتور پمپهای برقی با آواز گنجشکها درهم میآمیزد. آب از دل زمین بالا میآید و در جویها میدود؛ اما این فقط آب نیست که جاری است، رشتهای نامرئی از برق و سیاستگذاری و تصمیمهای جمعی هم با آن حرکت میکند. هر قطره، قصهای دارد.
به گزارش برق مدیا، علی خیری، کشاورز روستای عباسآباد، از روزهایی میگوید که چاهها دیزلی بودند؛ بوی گازوئیل، هزینههای سنگین و نگرانی همیشگی از تأمین سوخت. برقدار شدن چاهها نفس راحتی بود؛ اما خیلی زود چالش تازهای رخ نشان داد: آب کمتر شد. دبی چاه پایین آمد و آبیاری غرقابی دیگر پاسخگوی باغها نبود.
اهالی نشستند، حسابوکتاب کردند و تصمیم گرفتند مسیر را عوض کنند. کانالهای خاکی و سیمانی را کنار گذاشتند و آب را با لولههای پلیاتیلن تا مزرعه بردند تا هدررفت و تبخیر کم شود. بعد هم بهتدریج از غرقابی فاصله گرفتند و به سمت گلخانه و روشهای نو رفتند. سرمایهگذاری آسان نبود، اما با حمایتهای دولتی شدنی شد. نتیجه؟ درآمد بهتر، مصرف برق کمتر، و بهرهوری بالاتر.
پنج کیلومتر آنطرفتر، اما روایت رنگ دیگری دارد. حسن دهقانزاده و همولایتیهایش هنوز به همان حوض سیمانی قدیمی و کانالهای فرسوده دل بستهاند. آب جمع میشود، اما به باغ که میرسد دیگر جان ندارد. بخشی از درختها خشک شدهاند. فاصله مزارع تا چاه زیاد است، باغها خرد شدهاند، سرمایهای برای تغییر نیست و قطعیهای برق تابستان هم مزید بر علت شده. اینجا برق هست، اما امید کمرنگتر است.
سفید و سیاه برقدار شدن چاهها
برقدار کردن چاههای کشاورزی به عنوان یک سیاست در 3 دهه گذشته اگرچه مصرف سوختهای فسیلی را کاهش داد اما عدم نظارت بر برداشت آب از چاههای زیرزمینی از یک سو و فقدان آموزش و سرمایهگذاری مناسب برای تغییر الگوی کشت از سوی دیگر باعث شد تا هم اکنون کشاورزان زیادی در سراسر ایران با بحران کمآبی و شهروندان هم شاهد خالی شدن زیرپایشان به سبب فرونشستها در دشتهای مرکزی ایران باشند.
برق، این ابزار کلیدی کشاورزی مدرن، فرصتی طلایی برای آبیاری مکانیزه و افزایش بهرهوری به حساب میآید؛ اما در صورت مدیریت نادرست، میتواند هم شبکه برق را تحت فشار قرار دهد و هم سفرههای زیرزمینی را تهدید کند. این چالشی است که وزارت نیرو در سیاستهای اخیر خود برای بخش کشاورزی دنبال میکند: ارتقای بهرهوری، اصلاح الگوی مصرف و جلوگیری از برداشت غیرمجاز منابع آب.
مسیر آرام مصرف برق کشاورزی
برخلاف بخشهای خانگی و صنعتی که مصرفشان با جهشهای ناگهانی و نوسانات دورهای همراه بوده، بخش کشاورزی روندی آرام و پایدار را تجربه کرده است. دادههای وزارت نیرو نشان میدهد که مصرف برق کشاورزی طی دههها به شیبی ملایم و تدریجی افزایش یافته است. این روند آرام نشان میدهد که نیازهای انرژی در این بخش، عمدتاً برای تأمین آب و فعالیتهای پایه تولید، ماهیتی مستمر دارند و کمتر تحت تأثیر نوسانات کوتاهمدت اقتصادی قرار میگیرند.
بر اساس آخرین آمارها، سهم بخش کشاورزی از مصرف برق کشور طی 8 سال اخیر روندی نزولی و تدریجی را تجربه کرده است. در سال ۱۳۹۶ سهم این بخش از کل مصرف برق ایران ۱۵.۴ درصد بود، اما این رقم در سال ۱۴۰۳ به ۱۳.۴ درصد کاهش یافته است. این کاهش نسبی نشان میدهد که با وجود اهمیت بالای کشاورزی در تأمین امنیت غذایی کشور، مصرف برق این بخش به شکل نسبتاً آرام و ملایم کاهش یافته است.
در طول این سالها، تغییرات سهم بخش کشاورزی به شکل ناگهانی نبوده و عمدتاً با نوسانات جزئی همراه بوده است. بهعنوان مثال، در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ سهم این بخش ثابت مانده و در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ نیز تغییرات چندانی مشاهده نمیشود.
با وجود کاهش نسبی سهم بخش کشاورزی، دلیل اصلی این روند به رشد سریعتر مصرف برق در سایر بخشها، به ویژه صنعت، برمیگردد. از سوی دیگر، بهبود بهرهوری تجهیزات کشاورزی و محدودیت منابع آب نیز میتواند در کاهش مصرف برق و سهم نسبی کشاورزی تأثیرگذار باشد. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت اگر روند کاهش سهم ادامه یابد و همزمان نظارت بر مصرف برق و منابع آب تقویت نشود، ممکن است فشار بیشتری بر شبکه برق و منابع زیرزمینی آب وارد شود. به گفته آنها، مدیریت دقیق مصرف برق و بهینهسازی تجهیزات در بخش کشاورزی، تنها راه حفظ تعادل بین رشد تولید و مصرف انرژی است.
گامی به سوی بهرهوری پایدار
در سال ۱۴۰۴، وزارت نیرو با ابلاغ الگوی جدید مصرف برق بخش کشاورزی، گامی جدی در جهت مدیریت مصرف برداشت و کنترل مصرف انرژی برداشت. بر اساس این دستورالعمل، سهمیه مصرف برق هر چاه کشاورزی بر اساس مشخصات پروانه بهرهبرداری آب تعیین میشود و پمپاژهای غیرمجاز امکان دریافت برق نخواهند داشت. سیاستهای تشویقی از جمله استفاده از نیروگاههای خورشیدی برای کاهش دیماند مصرف، هم فشار شبکه را کم میکند و هم درآمد کشاورزان را افزایش میدهد.
یک فرصت طلایی یا چالش بزرگتر؟
این گزارش میافزاید: برقدار کردن چاهها ضمن تسهیل دسترسی کشاورزان به آب و امکان استفاده از آبیاری مکانیزه، چالشهای جدی هم دارد. در صورت عدم مدیریت و پایش، فشار بر شبکه برق افزایش مییابد و برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی میتواند باعث فرونشست زمین و کاهش سطح آب شود. انتخاب تجهیزات با راندمان مناسب، رعایت الگوی مصرف و پایش دقیق منابع آب، پیششرط توسعه پایدار کشاورزی است.
برقدار کردن چاهها و توسعه انرژی خورشیدی فرصتی برای افزایش بهرهوری، تقویت امنیت غذایی و کاهش مصرف برق است. اما بدون نظارت، فشار بر شبکه برق و منابع آب تشدید میشود. اصلاح الگوی مصرف و مدیریت منابع، تنها راه ایجاد تعادل بین رشد تولید و مصرف انرژی است.
کشاورزان و سیاستگذاران، هر دو نقش مهمی در این مسیر دارند. بهرهبرداران باید از تجهیزات مناسب و روشهای بهینه استفاده کنند، و وزارت نیرو با نظارت، اصلاح الگوی مصرف و تشویق به استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، اطمینان حاصل کند که رشد تولید کشاورزی با مصرف پایدار برق و حفاظت منابع آب همراه باشد. داستان کشاورزی برقدار ایران، نشان میدهد که آیندهای پایدار برای بخش کشاورزی، تنها از مسیر مدیریت هوشمند مصرف برق و آب قابل دسترسی است.
مطالعات و تجربیات بینالمللی نشان میدهند که سیستمهای آبیاری خورشیدی یکی از راهکارهای مؤثر برای افزایش پایداری و بهبود بهرهوری در کشاورزی به شمار میآیند. این فناوری بهویژه در مناطق با دسترسی محدود به شبکه برق و منابع آبی، میتواند جایگزین قابل اعتمادی برای انرژیهای فسیلی و برق شبکه باشد. یکی از گزارشهای رسمی سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد میگوید که آبیاری خورشیدی میتواند تأمین آب لازم برای کشاورزی را در مواجهه با کمبود برق و قطع مکرر انرژی تضمین کند و به کاهش آسیبپذیری کشاورزان در مقابل نوسانات انرژی کمک کند. همچنین این فناوری بهطور کلی هزینههای انرژی را کاهش میدهد و اثرات زیستمحیطی ناشی از استفاده از سوختهای فسیلی را کم میکند.
کشاورزی هدفمند با کنتورهای هوشمند
مدیرکل امور انرژی و مشتریان شرکت توانیر با بیان این که حدودا از ۲۷۰ تراوات ساعت برق مصرفی در حوزه مشترکان شرکتهای توزیع نیروی برق، ۵۲ تراوات ساعت آن در بخش کشاورزی مصرف میشود، میگوید: فرصتهای زیادی برای بهینه سازی مصرف برق بخش کشاورزی وجود دارد.
به گفته او، در واقع برای چاه، الکتروموتور، ساعت کارکرد و استفاده از تجهیزات نوین برای بهرهگیری مناسب توامان از آب و برق طرحهای بسیار خوبی در کشور اجرا شده است و این نوید را میدهد که حداقل میتوان ۵۰ درصد از این مصرف را کاهش داد. یاقوتی با بیان این که حدود دو سال است سامانهای راهاندازی شده که ارتباط دوطرفه آب و برق را برقرار میکند، تصریح کرد: لازمه این سامانه، کنتورهای هوشمند است که تاکنون حدود ۲۵۰ هزار چاه کشاورزی مجهز به کنتور هوشمند شده و به صورت برخط قابلیت قرائت از راه دور را دارند.
یاقوتی افزود: برنامههای مدیریت بار شامل دو دسته است؛ برخی برنامهها شامل صرفهجویی و برخی دیگر شامل جابهجایی بار میشود. مدیرکل امور انرژی و مشتریان شرکت توانیر گفت: براساس مصوبه هیات وزیران مشترکان کشاورزی باید ۵ ساعت در زمینه مدیریت مصرف همکاری کنند، بنابراین با توجه به پروانه بهرهبرداری از چاههای آب کشاورزی که در همه حوضهها به غیر از یک حوضه زیر ۱۹ ساعت است، همه چاهها مشمول همکاری میشوند.
او با بیان این که قید زمان بهرهبرداری از چاههای آب کشاورزی در مدیریت مصرف آنها رعایت میشود، اظهار داشت: برنامهریزیهایی که صورت میگیرد برای مدیریت آب و برق چاههای آب کشاورزی در بیشتر مواقع بر اساس همین پروانههاست، هر چند که احتمال دارد موارد خاصی وجود داشته باشد، که در این صورت باید بررسی شده و ایرادهای سامانه رفع شود.
بازگشت آبادی به روستاهای ایران
داستان روستای عباسآباد در شهرستان نطنز استان اصفهان یک داستان واقعی و روایت مستند است. وقتی آبادی به روستاها برگردد، زندگی کردن در روستاها هم جذابتر خواهد شد و جلوی مهاجرت به حاشیه کلانشهرها به سبب کمآبی و خشکسالی گرفته می شود.
داستان این روستا نشان میدهد تغییر ممکن است؛ آنگاه که کشاورزان و سیاستگذاران کنار هم بایستند. آن روستای پنج کیلومتر آنطرفتر هم هنوز در میانه راه است؛ میان تردید و امید. غروب که میشود، آفتاب آرام پشت کوههای نطنز مینشیند. موتور پمپها خاموش میشوند و زمین نفس میکشد. در سکوت بعد از صدا، یک پرسش باقی میماند: آینده کدام روایت را انتخاب میکند؟
اگر هر قطره آب با حساب مصرف شود و هر کیلووات برق با تدبیر، شاید صبحهای تابستانی سالهای بعد، صدای موتور پمپها نه نشانه اضطرار، که نوید تداوم زندگی باشد؛ زندگیای که در آن، آبادی دوباره به روستا برمیگردد و چراغ خانهها با امیدی پایدار روشن میماند.