کنتورهای هوشمند در دور باطل وعده و تاخیر؛ چرا هوشمندسازی برق از هدف عقب ماند؟

کنتورهای هوشمند در دور باطل وعده و تاخیر؛ چرا هوشمندسازی برق از هدف عقب ماند؟

گزارش و تحلیل کد خبر : 486

بررسی روند اجرای طرح نشان می‌دهد فاصله میان اهداف اعلام‌شده و عملکرد واقعی قابل توجه است؛ فاصله‌ای که تنها با یک تاخیر ساده در نصب چند میلیون کنتور توضیح داده نمی‌شود و پرسش‌هایی درباره نحوه هدف‌گذاری، تامین مالی و اولویت‌های اجرایی توانیر ایجاد می‌کند.

به گزارش برق مدیا، بیش از یک دهه از آغاز طرح هوشمندسازی شبکه برق ایران می‌گذرد؛ طرحی که قرار بود با نصب کنتورهای هوشمند، اندازه‌گیری دقیق‌تر مصرف و مدیریت هوشمند بار را ممکن کند. اهمیت این پروژه در شرایط فعلی ناترازی برق حتی بیشتر از گذشته است؛ چراکه کنتور هوشمند می‌تواند به جای اعمال خاموشی گسترده، امکان مدیریت نقطه‌ای مصرف مشترکان و کنترل بار را فراهم کند.

با این حال، بررسی روند اجرای طرح نشان می‌دهد فاصله میان اهداف اعلام‌شده و عملکرد واقعی همچنان قابل توجه است؛ فاصله‌ای که تنها با یک تأخیر ساده در نصب چند میلیون کنتور توضیح داده نمی‌شود و پرسش‌هایی درباره نحوه هدف‌گذاری، تامین مالی، سفارش تجهیزات و اولویت‌های اجرایی توانیر ایجاد می‌کند.

 از وعده ۳۷ میلیون کنتور تا هدف ۱۲ میلیونی

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این شکاف، تغییر مکرر اهداف طرح در سال‌های گذشته است.

در دی‌ماه ۱۴۰۰، معاون وقت هماهنگی توزیع توانیر از برنامه نصب ۳۷ میلیون کنتور هوشمند طی سه سال خبر داد. این وعده در شرایطی مطرح شد که تعداد کنتورهای هوشمند نصب‌شده در آن زمان حدود ۳۸۰ هزار دستگاه بود.

پس از آن، اهداف و برنامه‌های جدیدی یکی پس از دیگری اعلام شد؛ از برنامه نصب یک میلیون کنتور برای مشترکان پرمصرف در سال ۱۴۰۰ گرفته تا قرارداد نصب ۴.۵ میلیون کنتور در سال ۱۴۰۱ و اعلام نصب ۳.۸ میلیون دستگاه تا تیرماه ۱۴۰۳.

در خرداد ۱۴۰۴ نیز مدیرکل دفتر هوشمندسازی و فناوری‌های نوین توانیر از برنامه نصب ۷ میلیون کنتور تا پایان سال و رسیدن تعداد کنتورهای هوشمند به ۹ میلیون دستگاه تا پاییز ۱۴۰۵ خبر داد.

اما اکنون، در آستانه پاییز ۱۴۰۵، تعداد کنتورهای نصب‌شده طبق آمار اعلامی مدیران توانیر حدود ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار دستگاه است. این در حالی است که محمد اله‌داد، مدیرعامل توانیر، در نخستین روزهای خردادماه از نصب نزدیک به ۷ میلیون کنتور خبر داده و گفته بود قرار است تا پایان تابستان ۲ میلیون کنتور دیگر نصب شود و تعداد به ۹ میلیون دستگاه برسد.

مقایسه این دو عدد نشان می‌دهد که در فاصله دو ماه تابستان، رشد تعداد کنتورهای نصب‌شده بسیار محدود بوده و وعده ۹ میلیونی عملاً محقق نشده است.

در همین حال، هدف جدید برای پایان سال ۱۴۰۵، نصب ۱۲ میلیون کنتور هوشمند تعیین شده است؛ هدفی که در طرح ملی «جهش در هوشمندسازی لوازم اندازه‌گیری» مورد تأکید قرار گرفته است.

مسئله فقط تغییر اعداد نیست. نکته مهم‌تر این است که هدف‌گذاری‌های پیاپی تاکنون نتوانسته‌اند به یک برنامه اجرایی پایدار و متناسب با ظرفیت واقعی کشور تبدیل شوند. در چنین شرایطی، هر بار که اجرای طرح از هدف قبلی عقب می‌ماند، عدد جدیدی اعلام می‌شود، بدون اینکه روشن باشد چه تغییر مشخصی در منابع مالی، فرآیند سفارش‌گذاری یا سازوکار اجرایی ایجاد شده است.

تکلیف قانونی هست؛ برنامه اجرایی کجاست؟

هوشمندسازی شبکه صرفاً یک وعده مدیریتی نیست. در قوانین بودجه سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، قانون مانع‌زدایی از توسعه صنعت برق و برنامه هفتم توسعه، تکالیفی برای توسعه کنتورهای هوشمند تعیین شده است.

بنابراین، پرسش امروز دیگر درباره ضرورت هوشمندسازی نیست؛ ضرورت این پروژه با توجه به شرایط شبکه برق روشن است. مسئله اصلی این است که توانیر با چه نقشه راه مالی و اجرایی می‌خواهد این تکالیف را محقق کند؟

به‌ویژه آنکه هوشمندسازی در شرایط ناترازی می‌تواند بخشی از ابزار مدیریت مصرف باشد. کنتور هوشمند صرفاً یک وسیله اندازه‌گیری نیست؛ در صورت ایجاد زیرساخت‌های لازم، می‌تواند اطلاعات دقیق‌تری از مصرف در اختیار شبکه قرار دهد و امکان مدیریت مصرف مشترکان را فراهم کند.

در چنین شرایطی، کندی اجرای پروژه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا هر سال تأخیر در هوشمندسازی، به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت مدیریت دقیق‌تر تقاضا در شبکه است.

ظرفیت تولید کنتور وجود دارد؛ مشکل کجاست؟

نکته قابل توجه دیگر این است که کندی اجرای طرح را نمی‌توان صرفا به کمبود تجهیزات نسبت داد.

بر اساس اطلاعات مطرح‌شده از سوی فعالان صنعت کنتورسازی، تولیدکنندگان داخلی، به‌ویژه شرکت‌های دانش‌بنیان، ظرفیت تولید سالانه حدود ۶.۵ تا ۷ میلیون کنتور هوشمند را دارند.

اگر این ظرفیت در عمل قابل استفاده باشد، امکان تولید چند میلیون کنتور در سال وجود دارد و بنابراین یکی از پرسش‌های اصلی باید متوجه نحوه سفارش‌گذاری و تامین مالی پروژه باشد.

به بیان دیگر، اگر صنعت داخلی توان تولید چند میلیون کنتور در سال را دارد، چرا روند نصب با چنین سرعتی پیش نمی‌رود؟ آیا مسئله کمبود منابع مالی است؟ سفارش‌ها به‌صورت پایدار و قابل پیش‌بینی به تولیدکنندگان داده نمی‌شود؟ یا شبکه توزیع و فرآیند نصب ظرفیت جذب این حجم از تجهیزات را ندارد؟

پاسخ به این پرسش‌ها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش ظرفیت تولید داخلی زمانی به نتیجه می‌رسد که یک تقاضای پایدار و برنامه اجرایی مشخص در طرف مقابل وجود داشته باشد.

طرح‌های کوتاه‌مدت جایگزین پروژه‌های زیرساختی نمی‌شوند

در این میان، یکی از انتقادهای قابل طرح نسبت به رویکرد فعلی توانیر، تمرکز بخشی از اقدامات مدیریت تلفات بر پروژه‌هایی مانند «طرح مهتاب» و جمع‌آوری انشعاب‌های غیرمجاز است.

مبارزه با برق غیرمجاز و کاهش تلفات، بدون تردید بخشی از وظایف ضروری شبکه توزیع است و نمی‌توان اصل این اقدامات را زیر سؤال برد. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که اقدامات اجرایی کوتاه‌مدت و محلی، در سطح سیاست‌گذاری کلان به‌عنوان جایگزین پروژه‌های زیرساختی مانند هوشمندسازی شبکه مطرح شوند.

جمع‌آوری انشعاب غیرمجاز می‌تواند تلفات را کاهش دهد، اما نمی‌تواند جایگزین ایجاد زیرساخت اندازه‌گیری هوشمند در مقیاس ملی شود. هوشمندسازی نیز پروژه‌ای است که آثار آن در مدیریت بار، پایش مصرف و تصمیم‌گیری شبکه در بلندمدت نمایان می‌شود.

از این منظر، مسئله اصلی این نیست که توانیر چرا برای کاهش تلفات اقدام می‌کند؛ بلکه این است که چرا پروژه‌ای با چنین اهمیت زیرساختی، با وجود گذشت بیش از یک دهه، همچنان با تغییر هدف‌ها و عقب‌ماندگی از برنامه‌ها مواجه است.

خروج از چرخه «وعده، تاخیر، هدف جدید»

اکنون که توانیر هدف نصب ۱۲ میلیون کنتور هوشمند تا پایان سال ۱۴۰۵ را پیش رو دارد، آزمون اصلی دیگر اعلام یک عدد جدید نیست؛ بلکه ارائه یک برنامه قابل سنجش برای رسیدن به آن است.

این برنامه باید دست‌کم مشخص کند چه تعداد کنتور در هر ماه نصب خواهد شد، منابع مالی آن از کجا تامین می‌شود، چه میزان سفارش به تولیدکنندگان داخلی داده شده و ظرفیت شبکه توزیع برای نصب تجهیزات چقدر است.

مسئله هوشمندسازی برق ایران دیگر کمبود وعده نیست؛ مشکل، فاصله میان وعده و اجراست. اگر ظرفیت تولید داخلی وجود دارد و تکلیف قانونی نیز مشخص است، ادامه چرخه «عقب‌ماندگی از هدف، اعلام هدف جدید و تکرار تأخیر» نمی‌تواند پاسخ مناسبی به پروژه‌ای باشد که قرار است یکی از ابزارهای مدیریت ناترازی برق کشور باشد.

در نهایت، هوشمندسازی را نمی‌توان با اقدامات ویترینی یا پروژه‌های مقطعی جایگزین کرد. کاهش تلفات و جمع‌آوری برق غیرمجاز لازم است، اما صنعت برق برای عبور از ناترازی به زیرساخت، داده و ابزارهای مدیریتی در مقیاس شبکه نیاز دارد؛ و کنتور هوشمند یکی از اجزای همین زیرساخت است.

ارسال نظر