واکنش صنایع به ناترازی برق؛ از بورس انرژی تا نیروگاه اختصاصی
ناترازی برق حالا به یکی از موانع اصلی تولید در صنایع مس و فولاد تبدیل شده است؛ از افت ۳۰ درصدی تولید مس تا توقف کورههای فولاد، محدودیت برق هزینهها را بالا برده و صنایع را به سمت خودتأمینی سوق داده است.
ناترازی برق در سال جاری به یکی از جدیترین چالشهای صنایع انرژیبر تبدیل شده است؛ چالشی که در سه بخش صنعت مس، واحدهای نورد فولاد و فولاد آلیاژی آثار متفاوتی بر تولید گذاشته، اما در هر سه بخش یک وجه مشترک دارد؛ کاهش دسترسی به برق، افت تولید، افزایش هزینهها و حرکت تدریجی صنایع به سمت خودتامینی انرژی.
به گزارش برق مدیا، بررسی اظهارات فعالان این سه بخش نشان میدهد شدت محدودیت برق در واحدهای نوردی و فولاد آلیاژی به حدی رسیده که در دوره اوج مصرف، عملا بخش قابلتوجهی از خطوط تولید متوقف میشود. در صنعت مس نیز برآوردها از کاهش متوسط ۳۰ درصدی تولید صنایع در اثر محدودیتهای انرژی حکایت دارد روندی که نشان میدهد این واحدها چارهای جز روی آوردن به نیروگاههای خود تامین ندارند.
نورد؛ شدیدترین محدودیت و کمترین امکان تولید
در میان صنایع انرژیبر واحدهای نوردی در میان این سه بخش، تصویر روشنی از اثر مستقیم محدودیت برق بر تولید ارائه میکنند. مصرف برق واحدهای بزرگ نوردی به حدود ۵۰ مگاوات و واحدهای کوچکتر به ۵ تا ۱۰ مگاوات میرسد؛ اما در دوره محدودیت، تنها حدود ۱۰ درصد ظرفیت مصرف برق در اختیار آنها قرار میگیرد.
در نتیجه، تولید واحدهای نوردی که در شرایط عادی میتواند به حدود ۷۰ درصد ظرفیت برسد، از نیمه خرداد تا پایان شهریور به حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش پیدا میکند. بخش عمده تولید نیز به ساعات شب منتقل میشود.
این وضعیت علاوه بر کاهش تولید، هزینههای سنگینی به واحدها تحمیل میکند. قطع برق دمای کورههای پیشگرم را کاهش میدهد و شوک حرارتی ناشی از تغییرات مکرر دما به کوره و مواد نسوز آسیب میزند. همچنین راهاندازی مجدد کوره حدود ۵ تا ۶ ساعت زمان نیاز دارد.
فولاد آلیاژی؛ تامین تنها ۶ تا ۱۵ درصد برق مورد نیاز
در فولاد آلیاژی نیز وضعیت مشابهی حاکم است، با این تفاوت که محدودیت برق مستقیما کورههای ذوب را هدف قرار داده است. وزارت نیرو در دوره محدودیت تنها ۶ تا ۱۵ درصد دیماند مصرفی فولادسازان را تامین میکند؛ رقمی که به گفته رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی، عمدتا برای روشنایی و امور اداری کفایت میکند و به معنای توقف کورههای ذوب بسیاری از کارخانههاست.
به گفته رئیس هیئت مدیره انجمن نوردکاران فولادی ایران، برخی فولادسازان برای جلوگیری از تعطیلی خطوط و بیکاری نیروی انسانی، ناچار به خرید برق از بورس انرژی شدهاند. قیمت برق آزاد در بورس تا ۱۶ هزار و ۷۰۰ تومان به ازای هر کیلوواتساعت افزایش یافته، در حالی که نرخ برق دولتی صنعت فولاد در شهریور سال گذشته هزار و ۹۲۰ تومان بوده است.
با مصرف متوسط هزار و ۸۸ کیلوواتساعت برق برای تولید هر تن شمش، هزینه برق آزاد به تنهایی برای هر تن شمش فولادی به بیش از ۱۸.۱ میلیون تومان رسیده است.
صنعت مس؛ کاهش ۳۰ درصدی تولید
از سوی دیگر به گفته وحید اسلامیان، در صنعت مس نیز ناترازی انرژی اثر محسوسی بر تولید داشته است. بر اساس اظهارات اسلامیان، قطعی و محدودیت انرژی بهطور متوسط حدود ۳۰ درصد از تولید صنایع کوچک، متوسط و بزرگ را کاهش داده و در برخی مناطق این اثر حتی بیشتر بوده است.
بررسیها نشان میدهد، مشکل صنعت مس تنها برق نیست و محدودیت سوخت، افزایش قیمت گازوئیل برای معادن و افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی تعرفه برق نیز هزینههای تولید را بالا برده است.
در معادن و واحدهای دورافتاده، استفاده از ژنراتور برای جبران کمبود برق یکی از راهکارهاست؛ اما وابستگی این ژنراتورها به گازوئیل و افزایش قیمت سوخت، عملاً هزینه خودتأمینی را بالا برده است.
خودتامینی برق؛ راهکاری که هنوز سهم آن مشخص نیست
یکی از مهمترین تفاوتها میان این سه بخش، میزان دسترسی آنها به برق خودتامین است. با وجود حرکت صنایع به سمت احداث نیروگاه، آمار دقیقی از سهم برق خودتامین در صنعت مس و فولاد آلیاژی ارائه نشده است و در مورد واحدهای نورد نیز رقم مشخصی برای سهم برق تولیدی از کل مصرف اعلام نشده است.
با این حال، شواهد موجود نشان میدهد حرکت به سمت خودتامینی در هر سه بخش آغاز شده است.
در صنعت مس، شرکتهای دولتی و خصوصی قراردادهایی برای احداث نیروگاه خورشیدی منعقد کردهاند. با توجه به افزایش قیمت تجهیزات خورشیدی و کاهش یارانهها، البته سرمایهگذاری در این بخش با هزینه بیشتری همراه شده است.
در واحدهای نوردی، علاوه بر نیروگاه خورشیدی، برخی شرکتها به سمت نیروگاههای سیکل ترکیبی نیز رفتهاند و حتی واحدهایی وجود دارند که نیروگاه اختصاصی با ظرفیت حدود ۱۰۰ مگاوات احداث کردهاند. با این حال، این ظرفیت را نمیتوان به کل صنعت نورد تعمیم داد و مشخص نیست چه سهمی از برق مصرفی این واحدها از نیروگاههای خودشان تامین میشود.
در فولاد آلیاژی نیز تمرکز اصلی فعلا بر خرید برق از بورس و مقابله با محدودیت شبکه بوده و در متن موجود، رقم مشخصی برای ظرفیت یا سهم نیروگاههای خودتامین این بخش اعلام نشده است.
بنابراین، در شرایط فعلی نمیتوان گفت هیچیک از این سه صنعت درصد مشخص و قابل اتکایی از برق مصرفی خود را از منابع اختصاصی تامین میکنند؛ آنچه روشن است، حرکت فزاینده صنایع به سمت خودتامینی برای کاهش وابستگی به شبکه است.
بورس انرژی؛ راهکار جایگزین اما گران
خرید برق از بورس انرژی نیز در هر سه بخش بهعنوان یکی از گزینههای تامین برق مطرح شده است، اما برای صنایع کوچکتر محدودیتهایی دارد. در صنعت نورد، شرکتهای بزرگ فولادی معمولا بخش بیشتری از برق عرضهشده در بورس را خریداری میکنند و بنابراین دسترسی واحدهای کوچکتر به برق پایدار محدودتر است.
در فولاد آلیاژی، خرید برق آزاد عملا به یک راهکار اضطراری برای جلوگیری از توقف تولید تبدیل شده است؛ اما قیمت بالای آن هزینه تولید را بهشدت افزایش داده است.
در صنعت مس نیز بورس انرژی یکی از چهار مسیر تامین برق در کنار نیروگاه خورشیدی، استفاده از شبکه و تعرفههای ترجیحی محسوب میشود.
مسئله مشترک هر سه صنعت
براساس دادههای انجمن این سه صنعت انرژیبر بحران انرژی در هر سه بخش تنها به قطعی برق محدود نمیشود. در فولاد آلیاژی، همزمان با محدودیت برق، نرخ گاز نیز افزایش شدیدی داشته و مجموع هزینه برق آزاد و گاز برای تولید هر تن شمش از ۲۸.۳ میلیون تومان عبور کرده است.
در صنعت مس، علاوه بر برق، هزینه گازوئیل، آب و سایر نهادهها افزایش یافته و در کنار کمبود مواد ناریه و مشکلات مربوط به تعرفه اسید سولفوریک، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده است.
واحدهای نورد نیز با افزایش هزینههای انرژی، ترانزیت و سوخت و همچنین هزینه تعمیرات ناشی از خاموش و روشن شدن مکرر خطوط مواجه هستند.
خودتامینی؛ از انتخاب به ضرورت
مقایسه این سه بخش نشان میدهد نورد فولاد و فولاد آلیاژی در زمان محدودیت شبکه با شدیدترین کاهش دسترسی به برق مواجهاند؛ در حالی که صنعت مس نیز اثر قابلتوجهی از ناترازی انرژی بر تولید خود گزارش میکند.
با وجود تفاوت در شدت بحران، مسیر هر سه صنعت به سمت یک راهحل مشترک در حال حرکت است: کاهش وابستگی به شبکه و افزایش تولید برق اختصاصی. با این حال، سرمایهگذاری سنگین مورد نیاز برای احداث نیروگاه، بهویژه برای واحدهای کوچک، مهمترین مانع این مسیر است.
در شرایطی که برق شبکه در دوره اوج مصرف پاسخگوی نیاز صنایع نیست و خرید برق آزاد نیز هزینه تولید را بهشدت افزایش میدهد، نیروگاه اختصاصی از یک گزینه بلندمدت به یک ضرورت برای تداوم تولید تبدیل شده است؛ هرچند تا زمانی که آمار رسمی ظرفیت نیروگاههای خودتامین و میزان برق تولیدی آنها در هر بخش منتشر نشود، نمیتوان سهم واقعی این منابع در تامین برق صنعت مس، نورد و فولاد آلیاژی را بهطور دقیق تعیین کرد.
